میرنیوز

مجمع الجزایر خانوادگی

مجمع الجزایر خانوادگی 2020-09-13T12:59:05+04:30

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_حبیب سنگ‌تراشان:

متبرک

به او حق دهید. به آن مردی که با فاصله اجتماعی (یک یا دو متر) جلوتر از من ایستاده و دست‌هایش را به صورتش می‌کشد. به او نخندید یا لااقل آرام بخندید. پشت این کار او نه یک سال، نه پنج سال، نه ده سال بلکه یک عمر حس و حال معنوی خوابیده است. چه توقعی از او دارید؟ او پیش از این هر بار که به مجلس اباعبدالله می‌آمده با گلاب به استقبالش می‌آمدند. اما حالا چی؟ حالا آن گلاب خوش عطر جایش را به الکلی با بوی نه چندان مطبوع داده. وقتی خادم مسجد جمکران الکل را به دست‌های آن مرد پاشید او ناخودآگاه دست‌هایش را به سمت صورتش برد تا صورتش را متبرک کند.

از زاویه‌ای دیگر

نه اشتباه نکنید! او بهتر از من و شما حواسش جمع بود. او می‌دانست آنچه به دستش پاشیده‌اند الکل بوده نه گلاب. از اسفند تا الان که شهریور باشد، همه با این سبک زندگی خو گرفته‌ایم. همه می‌دانیم که دیگر خبری از پاشیدن اسپری گلاب به دست و صورت عزاداران نیست. پس چرا او دست الکلی‌اش را به صورتش کشید؟ بگذارید یک جواب استعاری برایش دست و پا کنیم. او می‌خواسته همان‌گونه که دست‌هایش از آلودگی پاک می‌شوند، اندکی از آلودگی‌های روی سیاهش نیز بکاهد، بلکه با شرمندگی کمتری وارد مجلس امام شود. آن هم مجلسی که در مسجد منسوب به فرزند امام برگزار می‌شود؛ مسجد مقدس جمکران.

از قبل‌تر

«فاصله را رعایت کنید. خیلی به یکدیگر نزدیک نشوید.»

خادمان حواسشان هست تا نظم صف‌ها برهم نخورد و فاصله افراد حفظ شود. هنگام ورود به صحن مسجد، جلوی پسری را که ماسک نزده می‌گیرند. پسر می‌گوید ماسکش را در خانه جا گذاشته:

«بفرما، این ماسکو برای امشب بگیر، ولی از فردا شب حتماً با ماسک بیا.»

نمی‌دانم خادم‌ها تا حالا به چند نفر ماسک داده‌اند اما مشخص است تمام همت خود را بر حفظ سلامت عزادارن گذاشته‌اند. یکی از خادمان می‌گوید: «دستتو بگیر جلو.» دستهایم را جلو می‌گیرم تا الکل را بپاشد روی دستانم. همان زمان نگاهم به فردی می‌افتد که دستان الکلی‌اش را روی صورتش می‌کشد. از کار او خنده‌ام می‌گیرد. لبخندی در پس ماسک روی لبم نقش می‌بندد. صدای روضه از بلندگوهای داخل صحن به گوش می‌رسد: «نوکر رو سیاهت رو قبول کن آقا!»

تبمان را هم می‌سنجند. نمی‌دانم اینکه کسی بدون تب وارد هیئت شود نشانه خوبی است یا نه. مگر می‌شود بدون تبِ حسین به مجلسش وارد شد؟

در انتظار کشتی نجات

خانواده‌ها دور از یکدیگر نشسته‌اند؛ هر کدام روی زیرانداز شخصی خود و عده‌ای روی فرش‌هایی که با فاصله دو سه متری از هم انداخته شده. به شکل جزیره‌هایی دور از هم. بچه‌ها در میان این جزایر می‌دوند. انگار که ترسی از غرق شدن در دریای ویروس و کرونا و بیماری و مرگ ندارند. انگار که آمار کرونا را هر روز از اخبار نمی‌شنوند و انگار نمی‌دانند معنی وضعیت قرمز چیست. بچه‌ها در شادی‌های کودکانه‌شان غرقند همانگونه که ما در روزمرگی‌های مثلاً بزرگسالانه خودمان. حالا فرصتی است تا از این روزمرگی‌ها جدا شویم و با ناباوری به جمعیتی چشم بدوزیم که به پهنای چند صدمتری صحن مسجد، گسترده شده‌اند. حالا عملاً مجمع‌الجزایر خانوادگی را پیش رو داریم. گویا همگی چشم انتظار کشتی بزرگ حسین (ع) نشسته‌اند تا آن‌ها را از جزیره‌های تنهایی‌شان نجات دهد و به ساحل دل انگیزِ ظهور برساند.

اندکی در باب هیئت و تخمین جمعیت

هیئت فاطمیون قم، تا پارسال در ساختمان کوچکی مراسماتش را برگزار می‌کرد. ساختمانی که با کمک عزاداران و همت متولیانش ساخته شده بود. اما امسال این هیئت برای رهایی از فضاهای کوچکِ کروناخیز به صحنِ روباز و دلباز جمکران پناه آورده.

جمعیت نامتراکمِ مردم کار تخمین و حدس تعداد نفرات را برایم سخت کرده. آن هم با استعداد نداشته‌ی من در ریاضیات و هندسه. آیا هیئت از سال گذشته پر رونق‌تر شده یا مردم ترجیح داده‌اند به صورت برخط (آنلاین) در عزاداری شرکت کنند؟ نمی‌دانم. ولی مشخص است که مراسم نه تنها از شور و حال نیفتاده بلکه باصفاتر شده. گه‌گاه نسیمی پاییزه می‌وزد و صورت‌های به اشک نشسته‌مان را جلا می‌دهد. انگار نه انگار که یک ماه تا پایان تابستان باقی مانده. انگار خدا همان‌طور که در رمضان چند درجه‌ای هوا را به نفع روزه‌داران تعدیل می‌کند در محرم هم همین کار را به نفع روضه‌داران انجام می‌دهد. خدا را شکر بابت چنین خدای نازنینی.

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا
2020-09-28T15:12:59+03:30
موارد عجیب و غریبی پشت جبهه‌ها وجود داشته که یا اصلا روایت نشده یا اگر روایت شده کمتر منتشر شده است؛ مواردی که حتی شنیدن آن‌ها هم مو به تن آدمی سیخ می‌کند!

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T13:12:26+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T09:52:27+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند
2020-09-24T09:25:52+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت
2020-09-24T08:45:46+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید
2020-09-23T16:05:48+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!
2020-09-23T15:39:10+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟
2020-09-21T08:32:28+03:30
محمدآقا وقتی مجروح شد بارها و بارها از هوش رفت. وقتی هم که به هوش آمد، خیلی‌ها باورشان نمی‌شد که او زنده است. حتی اسمش را در لیست شهدا قرار دادند و برای نبود...

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات
2020-09-17T12:32:27+04:30
تیم پاکنویس تمام تلاشش را می‌کند تا صورت درست اشتباهاتی را که امروز در زبان فارسی رایج شده، در زیباترین شکل ممکن آموزش بدهد. با اضافه کردن افزونه پاکنویس به ...

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر
2020-09-16T14:52:35+04:30
شاید همان دو شب پیش که وسط هیئت حس کردم کمرم تیر کشید؛ آن وقتی که برادر مرحومم را تجسم کردم که دارد عَلَم می‌چرخاند وسط هیئتی‌ها. حتماً همان‌جا خیال نذر پرچم...

حال خوش محرم ۹۹

حال خوش محرم ۹۹
2020-09-15T16:05:53+04:30
خیلی‌ها از همان روزهای اولی که مطمئن شدیم کرونا در ایام محرم هم رهایمان نمی‌کند، سازِ ناکوک زدند و با جمله‌هایشان افتادند به جان بچه ‌هیأتی‌ها. اما زورشان به...

ان شاالله زائر کربلا شوید

ان شاالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:39:10+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

انشاءالله زائر کربلا شوید

انشاءالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:25:47+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده
2020-09-14T17:19:07+04:30
بیرون مسجد صدای روضه‌خوان واضح نیست و من نمی‌دانم مداح کجای غمِ رقیه را می‌ریزد توی دل مستمع؛ اما می‌بینم زن با چشم‌های خیس از در مسجد می‌پرد بیرون و این‌بار...

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند
2020-09-13T12:59:05+04:30
امسال نوحه‌ها خودشان را از حصار دیوارها بالا کشیده‌اند. نوحه‌خوان برای همه می‌خواند. برای همه وسعت حسینیه و کوچه و خیابان‌های اطرافش و برای همه رهگذرها.

سرباز گمنامِ گمنام

سرباز گمنامِ گمنام
2020-09-13T10:05:50+04:30
چند گزاره درباره آقای عبدالعلی رحیمی که خیلی‌زیاد می‌دانست ولی اصلا چیزی برای خود نمی‌خواست، مردی که کرونا در هفتمین دهه زندگی‌اش در همین شهریور ماه، او را ا...

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی
2020-09-13T08:59:06+04:30
چه کسی می‌دانست چهارپایه‌خوانی قرن‌ها بعد از دوره آل بویه در چنین روزهایی بنا به شرایط کرونایی خاطره بازی‌هایش در میان حسینیه ها و تکیه‌های عزاداری اواخر قرن...

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونا

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونا
2020-09-13T08:45:43+04:30
چه کسی می‌دانست چهارپایه‌خوانی قرن‌ها بعد از دوره آل بویه در چنین روزهایی بنا به شرایط کرونایی خاطره بازی‌هایش در میان حسینیه ها و تکیه‌های عزاداری اواخر قرن...

فرهنگ عزاداری عاشورایی در سایه کرونا

فرهنگ عزاداری عاشورایی در سایه کرونا
2020-09-12T08:25:46+04:30
محرم امسال به واسطه تمام شیطنت‌ها و بی‌معرفتی‌های کرونا، تصاویر و فرهنگ‌هایی را ثبت کرد که شاید اجرا شدن و دیده شدن آن‌ها در دنیای جدید توفیقی اجباری‌ بود.

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب/ مرهمی برای کودکان خشمگین کار

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب/ مرهمی برای کودکان خشمگین کار
2020-09-10T10:59:07+04:30
کودکان کار در تاریکی زندگی کرده‌اند و نیاز به مهر و روشنی دارند تا دنیایشان تغییر کند. پویش آفتابگردان هر دوشنبه پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها دنبال کودکان کار می...

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب / مرهمی برای کودکان خشمگین کار

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب / مرهمی برای کودکان خشمگین کار
2020-09-10T10:45:48+04:30
کودکان کار در تاریکی زندگی کرده‌اند و نیاز به مهر و روشنی دارند تا دنیایشان تغییر کند. پویش آفتابگردان هر دوشنبه پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها دنبال کودکان کار می...

احیای هنر سوزن دوزی به دست بانوان خراسانی

احیای هنر سوزن دوزی به دست بانوان خراسانی
2020-09-08T12:23:45+04:30
وحدان فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است و همسرش مهندسی صنایع خوانده؛ اما علاقه آنها به هنر سوزن‌دوزی و جذابیت طرح‌های نوستالژی برایشان آنقدر زیاد بود که تصم...

احیای هنر سوزن دوزی به دستان بانوان خراسانی

احیای هنر سوزن دوزی به دستان بانوان خراسانی
2020-09-08T09:57:00+04:30
وحدان فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است و همسرش مهندسی صنایع خوانده؛ اما علاقه آنها به هنر سوزن‌دوزی و جذابیت طرح‌های نوستالژی برایشان آنقدر زیاد بود که تصم...

فقط فرصت خرید تب‌سنج داشتیم و نه هیچ اقدام دیگری

فقط فرصت خرید تب‌سنج داشتیم و نه هیچ اقدام دیگری
2020-09-07T13:09:25+04:30
پنج‌شنبه ١٣ شهریور ساعت ١١ صبح خبری مبنی بر برگزاری کلاس‌های حضوری به دست ما رسید که راستش، ابتدا منتظر تکذیب خبر بودیم ولی بعد بخشنامه‌ای آمد که دستور به بر...

محرم آخرالزمانی سال ۱۴۴۲ هجری

محرم آخرالزمانی سال ۱۴۴۲ هجری
2020-09-03T17:01:48+04:30
کرونا تاریخ جدیدی را دربرگزاری مراسم محرم ۱۴۴۲ رقم زد؛ تاریخی که شاید سال‌ها بعد، تجربه آن فقط در کتاب‌ها و گزارش‌های ثبت‌شده از شرایط امسال مرور شود.

غوغای بچه‌های جنوب تهران/ هیاتی که جوانان از آن استقبال کردند

غوغای بچه‌های جنوب تهران/ هیاتی که جوانان از آن استقبال کردند
2020-08-31T11:55:00+04:30
اینجا همه چیز مرتب پیش می‌رود. جوان‌ها و دانش‌آموزان خودشان میزبان عزاداران هستند و راهکارهایی در نظر گرفته‌اند تا بتوانند بهترین خدمات را به عزاداران اباعبد...

نمی‌توانم برای حسین عزاداری نکنم

نمی‌توانم برای حسین عزاداری نکنم
2020-08-28T16:34:58+04:30
صدای نوحه را می‌شنویم. چند نفر ماسک زده‌اند و جلوی در ورودی ایستاده‌اند. نصف صندلی‌های چیده شده‌ی هیئت پر شده است. محبوبه دستگیره‌ی در را محکم گرفته و به بار...

نمی‌تونم برای حسین عزاداری نکنم

نمی‌تونم برای حسین عزاداری نکنم
2020-08-28T14:34:58+04:30
صدای نوحه را می‌شنویم. چند نفر ماسک زده‌اند و جلوی در ورودی ایستاده‌اند. نصف صندلی‌های چیده شده‌ی هیئت پر شده است. محبوبه دستگیره‌ی در را محکم گرفته و به بار...

بچه‌ها دارند از بازار پرچم می‌خرند

بچه‌ها دارند از بازار پرچم می‌خرند
2020-08-27T13:48:10+04:30
حاج منصور شب دوم ورود به کربلا را می‌خواند، یکی از سخت‌ترین روضه‌ها، وقتی فلاش فوروارد می‌زند به شب یازدهم که کسی نیست عقیله را سوار ناقه کند.