میرنیوز

شاید در قیامت همین نوکری‌ها دستم را بگیرد

شاید در قیامت همین نوکری‌ها دستم را بگیرد 2020-10-17T09:27:47+03:30

خبرگزاری مهر؛ مجله مهر_ مرضیه کیان: _حاجی کفشتون و درمیارید واکس بزنم؟

_نه سید دورت بگردم… بی ادبی نمی‌کنم!

لباسش را می‌گیرد، با التماس: _نه خواهش می‌کنم دربیارید، فقط یک دقیقه طول می‌کشد!

دمپایی می‌دهد تا به جای کفش پا کند. همان یک دقیقه‌ای که گفت طول می‌کشد تا کفشش را واکس بزند و تحویل دهد: _بفرمایید تمام شد...

_ممنون سید، شرمنده کردید.

سید روحانی جوانی که هر چه اصرار کردم اسمش را نگفت که اجر کارش ضایع نشود، نیم ساعت جلوتر از شروع مراسم روضه در شب شهادت امام رضا (ع) کنار در ورودی حسینیه فاطمیه ارشاد نشسته بود. در تاریکی شب نه چهره‌اش مشخص بود و نه خیلی در دید رهگذران بود. با اصرار از آقایان عزاداری که می‌خواستند وارد حسینیه شوند درخواست می‌کرد که کفششان را دربیاورند تا واکس بزند. از او اصرار و از عزاداران هم انکار! مجید شعبانی که مداح و روضه‌خوان حسینیه است، نزدیک سید ایستاده بود و آرام در گوش افرادی که از روی خجالت درخواست سید را رد می‌کردند می‌گفت: «سید نذر داره، اگر کفشتو در نیاری ناراحت میشه!» هیئتی‌ها تا این را می‌شنیدند با شرم کفششان را درمیاورند و تحویل سید می‌دادند.

اجازه گرفتم و کنارش روی پله نشستم. پارچه‌ای نازک را به عنوان زیرانداز پهن کرده بود و روی آن نشسته بود، اما سرمای سنگ پله در این روزها که پاییز خودی نشان داده، از روی پارچه کاملاً حس می‌شد. کیف مشکی رنگی هم کنارش بود که فرچه و قوطی واکس و دمپایی یدکی که به هیئتی‌ها می‌داد تا در آن یک دقیقه که کفششان را واکس میزند، پا کنند کنارش بود.

آرام آرام سر صحبت را باز کردم، از اینکه سطح چند حوزه هست و چرا برای ثواب بردن در این شب‌ها روی منبر سخنرانی نمی‌کند، سوالم را شروع کردم که گفت: «دروس حوزه را تمام کردم و از خیلی از آقایان و اساتید اجازه اجتهاد دارم. اما اینکه چرا منبر نرفتم و جلوی حسینیه نشستم دلیلش این است که این کار برای من صفای دیگری دارد؛ امسال اربعین که توفیق نبود کربلا بروم و کفش زائران اباعبدالله الحسین را واکس بزنم، تصمیم گرفتم همین‌جا نوکری عزاداران اهل بیت را انجام بدهم.

فکر نکنید من کار عجیبی انجام می‌دهم، علمای قدیم هم همین‌طور بودند مثلاً آیت الله بهجت خودشان در هیئت چای پخش می‌کردند و ایشان از استادش نقل می‌کرد: مرحوم کمپانی هم یکی از مراجع بزرگ نجف بود که کفش عزاداران را جفت می‌کرد و خیر مقدم می‌گفت. ما هم به تبعیت از اساتید و چیزهایی که یاد گرفتیم این کار را انجام می‌دهیم.»

با خداحافظی حاج شعبانی از سید برای شروع روضه، وقفه‌ای بین صحبت سید افتاد که فرصت کردم سن سید را بپرسم گفت متولد سال ۷۶ هست؛ یعنی ۲۳ سال! راستش به قد و هیکلش نمی‌خورد. چهره اش هم که زیر ماسک بود و نمی‌شد تشخیص داد! با تعجب گفتم شما چطوری وقت کردید دروس سخت حوزه را با این سن تمام کنید و اجازه اجتهاد بگیرید؟ سید در جواب با همان صدای آرام و در تواضع گفت: «علامه حلی ۹ سالش بود که مجتهد شد و وقتی به ۱۸ سالگی رسید مرجع تقلید شد، من هنر نکردم که در سن ۲۳ سالگی اجتهاد گرفتم و تدریس می‌کنم! من رشته‌ها و کارهای دیگر را هم در کنار دروس حوزوی دنبال کردم که ریشه در علایق بچگی ام دارد و الان به لطف خدا عضو انجمن شیمی ایران، عضو انجمن شیمی آمریکا و عضو انجمن فیزیک و مهندسی آمریکا هستم و تا الان توانستم ۱۳ کتاب بنویسم و مقاله‌های متعددی درباره شیمی و ژنتیک داشته باشم.»

وسط گپ و گفت ما نگاه سید به کفش عزاداران بود که کفشی از دستش در نرود. با خنده و کمی ناراحتی آرام زیر لب گفت "اکثریت کتونی دارند و کفش برای واکس زدند پاشون نیست! "

یک نفر هم آمد و یکی دو تا سوال و شبهه‌ای که برایش پیش آمده بود را پرسید، سید همینطور که کفشی در دستش بود و واکس می‌زد جواب او را هم می‌داد.

صدای روضه حاج آقا شعبانی بلند شد که وقتی خواستم خداحافظی کنم که به روضه برسم، سید گفت: «کارهایی که برای مادرم حضرت زهرا (س) انجام می‌دهم و نوکری که در این دستگاه می‌کنم برایم خیلی از مجتهد بودن ارزشمند تر است؛ هرچیزی به جای خودش زیباست! شاید در قیامت همین نوکری‌ها دستم را بگیرد»

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

سفره عزاداری اهل بیت همچنان برپاست

سفره عزاداری اهل بیت همچنان برپاست
2020-10-16T16:47:44+03:30
بوی سمنو کل فضای پادگان را پر کرده بود. ساعت نزدیک ۲۲ شد و سرمای هوا بیشتر از قبل عرض اندام می‌کرد. عشق به پیامبر (ص) و خاندانش، گرما و سرما وصبح و ظهر و شب ...

افراد نابینا هم حق دارند از فضای مجازی استفاده کنند

افراد نابینا هم حق دارند از فضای مجازی استفاده کنند
2020-10-15T08:34:37+03:30
اگر چند دقیقه چشمانمان را ببندیم و خودمان را جای افراد کم بینا و نابینا قرار دهیم، سختی گذرانِ امورات به ظاهر ساده زندگی را در دنیایی که فضای مجازی حرف اول ...

آب زنید راه را بوی گلاب می‌رسد/ رستم‌های زمانه‌ات را بشناس

آب زنید راه را بوی گلاب می‌رسد/ رستم‌های زمانه‌ات را بشناس
2020-10-12T13:21:56+03:30
پیکر مطهر ۸ شهید که بعد از سال‌ها غربت در سرزمین شام بلایی که از سال ۶۱ هجری تا همین الان روضه‌هایش جگرسوز بوده است، به آغوش پر از مهر امام هشتم پناه آوردند.

آب زنید راه را بوی گلاب می‌رسد / رستم‌های زمانه‌ات را بشناس

آب زنید راه را بوی گلاب می‌رسد / رستم‌های زمانه‌ات را بشناس
2020-10-12T13:08:36+03:30
پیکر ۸ شهید که بعد از سال‌ها غربت در سرزمین شام بلا که از سال ۶۱ هجری تا همین الان روضه‌هایش جگرسوز بوده است، به آغوش پر از مهر امام هشتم پناه آوردند.

جایی برای نجات‌یافته‌ها / امام حسین مرا متحول کرد

جایی برای نجات‌یافته‌ها / امام حسین مرا متحول کرد
2020-10-08T10:59:05+03:30
خانم هنرمند جوان می‌گوید: «درست از حرم سیدالشهدا علیه السلام، مسیر زندگی‌ام عوض شد؛ مثل کشتی‌ای که غرق‌شدگان را نجات می‌دهد، مرا هم نجات دادند.»

از فاصله دور کربلایی شویم/ بعد منزل نبود در سفر روحانی

از فاصله دور کربلایی شویم/ بعد منزل نبود در سفر روحانی
2020-10-07T14:25:45+03:30
از همین فاصله دور هم می‌توان کربلایی شد، می‌توان وسعت مسیر میان نجف تا کربلا را به مسیر خانه هایمان تا کربلا گسترش دهیم و نور محبت امام حسین علیه السلام را ت...

زمزمه مهربانی در گوشی های کار کرده

زمزمه مهربانی در گوشی های کار کرده
2020-10-06T14:19:06+03:30
با پویش "گوشی کارکرده" خیلی از گوشی‌ها و تبلت‌ها که ته کشوها و کمدها خاک می‌خورد،با دست کشیدن به سر و رویشان کادو کرده به دست بچه هایی رسید که خطر ...

اربعین تعطیل نیست!

اربعین تعطیل نیست!
2020-10-05T10:12:27+03:30
درست است که امسال کرونا، راه کربلا را بر زائرین امام حسین علیه اسلام بسته اما خدمت در راه امام حسین علیه السلام، آن هم در در اربعین حسینی هیچ وقت تعطیل نمی‌شود!

خدمت در خون آتش‌نشانان است/ ترس را باید ترساند

خدمت در خون آتش‌نشانان است/ ترس را باید ترساند
2020-10-02T11:19:08+03:30
حامد می‌گفت "ترس را باید ترساند"! کار آتش‌نشانی با تمام سختی هایش، پر از صحنه‌های قشنگ است. وقتی نتیجه کار را می‌بینیم که جان انسان یا حتی حیوانی ...

خدمت در خون آتش‌نشانان است/ترس را باید ترساند

خدمت در خون آتش‌نشانان است/ترس را باید ترساند
2020-10-02T09:59:14+03:30
حامد می‌گفت "ترس را باید ترساند"! کار آتش‌نشانی با تمام سختی هایش، پر از صحنه‌های قشنگ است. وقتی نتیجه کار را می‌بینیم که جان انسان یا حتی حیوانی ...

ما بدیهیات را برایتان بسط می‌دهیم / دانه‌ای بکارید تا خودتان سبز شوید

ما بدیهیات را برایتان بسط می‌دهیم / دانه‌ای بکارید تا خودتان سبز شوید
2020-10-01T12:19:07+03:30
سه جوان دهه هفتادی یک بسته ادبی در فضای مجازی و واقعی خلق کرده‌اند که با خلاقیت‌شان دنیای تاریک این روزها را روشن می‌کنند؛ مثلا در شماره محرم‌شان، یک تکه از ...

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا
2020-09-28T15:12:59+03:30
موارد عجیب و غریبی پشت جبهه‌ها وجود داشته که یا اصلا روایت نشده یا اگر روایت شده کمتر منتشر شده است؛ مواردی که حتی شنیدن آن‌ها هم مو به تن آدمی سیخ می‌کند!

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T13:12:26+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T09:52:27+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند
2020-09-24T09:25:52+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت
2020-09-24T08:45:46+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید
2020-09-23T16:05:48+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!
2020-09-23T15:39:10+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟
2020-09-21T08:32:28+03:30
محمدآقا وقتی مجروح شد بارها و بارها از هوش رفت. وقتی هم که به هوش آمد، خیلی‌ها باورشان نمی‌شد که او زنده است. حتی اسمش را در لیست شهدا قرار دادند و برای نبود...

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات
2020-09-17T12:32:27+04:30
تیم پاکنویس تمام تلاشش را می‌کند تا صورت درست اشتباهاتی را که امروز در زبان فارسی رایج شده، در زیباترین شکل ممکن آموزش بدهد. با اضافه کردن افزونه پاکنویس به ...

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر
2020-09-16T14:52:35+04:30
شاید همان دو شب پیش که وسط هیئت حس کردم کمرم تیر کشید؛ آن وقتی که برادر مرحومم را تجسم کردم که دارد عَلَم می‌چرخاند وسط هیئتی‌ها. حتماً همان‌جا خیال نذر پرچم...

حال خوش محرم ۹۹

حال خوش محرم ۹۹
2020-09-15T16:05:53+04:30
خیلی‌ها از همان روزهای اولی که مطمئن شدیم کرونا در ایام محرم هم رهایمان نمی‌کند، سازِ ناکوک زدند و با جمله‌هایشان افتادند به جان بچه ‌هیأتی‌ها. اما زورشان به...

ان شاالله زائر کربلا شوید

ان شاالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:39:10+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

انشاءالله زائر کربلا شوید

انشاءالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:25:47+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده
2020-09-14T17:19:07+04:30
بیرون مسجد صدای روضه‌خوان واضح نیست و من نمی‌دانم مداح کجای غمِ رقیه را می‌ریزد توی دل مستمع؛ اما می‌بینم زن با چشم‌های خیس از در مسجد می‌پرد بیرون و این‌بار...

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند
2020-09-13T12:59:05+04:30
امسال نوحه‌ها خودشان را از حصار دیوارها بالا کشیده‌اند. نوحه‌خوان برای همه می‌خواند. برای همه وسعت حسینیه و کوچه و خیابان‌های اطرافش و برای همه رهگذرها.

مجمع الجزایر خانوادگی

مجمع الجزایر خانوادگی
2020-09-13T12:59:05+04:30
خادمان حواسشان هست تا نظم صف‌ها برهم نخورد و فاصله افراد حفظ شود. هنگام ورود به صحن مسجد، جلوی پسری را که ماسک نزده می‌گیرند. پسر می‌گوید ماسکش را در خانه جا...

سرباز گمنامِ گمنام

سرباز گمنامِ گمنام
2020-09-13T10:05:50+04:30
چند گزاره درباره آقای عبدالعلی رحیمی که خیلی‌زیاد می‌دانست ولی اصلا چیزی برای خود نمی‌خواست، مردی که کرونا در هفتمین دهه زندگی‌اش در همین شهریور ماه، او را ا...

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی
2020-09-13T08:59:06+04:30
چه کسی می‌دانست چهارپایه‌خوانی قرن‌ها بعد از دوره آل بویه در چنین روزهایی بنا به شرایط کرونایی خاطره بازی‌هایش در میان حسینیه ها و تکیه‌های عزاداری اواخر قرن...