میرنیوز

روزی ۱۷ سرنگ تزریق می‌کردم / بازگشت به زندگی پس از ۲۸ سال اعتیاد

روزی ۱۷ سرنگ تزریق می‌کردم / بازگشت به زندگی پس از ۲۸ سال اعتیاد 2022-08-16T09:25:34+04:30

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: وقتی از بچه‌های جمعیت «طلوع بی‌نشان‌ها» که در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کند و هزاران کارتن‌خواب را ترک داده، خواستم یک نمونه مناسب برای گفتگو معرفی کنند، فکر نمی‌کردم با چنین کسی آشنا شوم؛ علیرضا کردبچه، بعد از ۲۸ سال مصرف مواد مخدر دستش را توی دست بچه‌های طلوع می‌گذارد و در عرض یکی دو سال تبدیل به آدمی جدید می‌شود. خودش می‌گوید «روزی ۱۷ تا آمپول تزریق می‌کردم، طوری که دیگر در رگ‌هایم جایی برای تزریق نمانده بود». امروز می‌خواهیم با علیرضا کردبچه صحبت کنیم؛ روایت یک کارتن‌خواب خوشبخت!

توزیع غذا، کلید آشنایی با بچه‌های مددکار

بچه‌ها من را از توی حیاط سرای حافظ به سمت دفتر نگهبانی و حراست راهنمایی می‌کنند. همان دفتری که در بدو ورود از جلوی آن رده شده بودم و برای نگهبان‌ش دست تکان داده بودم. وارد می‌شوم و سلام می‌کنم. می‌گویم بچه‌ها شما را معرفی کردند برای مصاحبه درباره بهبودیافته‌های طلوع. با ادب و احترام قبول می‌کند که حرف بزند. می‌گوید من اینقدر حرف و ماجرا دارم که باید کتاب زندگی‌ام را بنویسی. می‌گویم اگر عمری باشد شاید مستند… دوست دارم بدانم چطور با طلوع بی‌نشان‌ها آشنا شده. چطور از دل پاتوق‌های کارتن‌خوابی به اینجا رسیده. خودش تعریف می‌کند: والا وقتی ما توی پاتوق‌ها بودیم، همه‌اش اسم طلوع بی‌نشان‌ها بود. می‌گفتند یک جایی هست که برای شما کار می‌کنند، سرویس می‌دهند و حرف‌هایی می‌زدند که باورنکردنی بود. چندین بار بچه‌ها را دیدم که غذا آورده بودند و توزیع می‌کردند، ولی از دور تماشا می‌کردم و نزدیک نمی‌شدم. یک ترسی داشتم که هیچوقت نمی‌گذاشت نزدیک شوم. اینها گذشت تا اینکه چند نفر از دوستانم را دیدم و ترسم ریخت. دیدن آنها باعث شد به جمعیت طلوع نزدیک شوم. آنجا بود که با سرای امید آشنا شدم.

وقتی دوستان کارتن‌خوابم را دیدم، باور نمی‌کردم ترک کرده باشند

از آقای کردبچه می‌پرسم از دوستانت چه شنیدی که متقاعدت کرد به طلوع نزدیک شوی؟ جواب می‌دهد: این دوستانی که دیدم‌شان از بچه‌های زیر پلی و کارتن‌خواب بودند و مواد مصرف می‌کردند. قبلاً با هم توی یک پاتوق بودیم، ولی وقتی دیدم‌شان باور نمی‌کردم اینها همان آدم‌های سابق باشند. به کلی عوض شده بودند. مقایسه‌شان با آدم‌هایی که قبلاً بودند، برایم خیلی تعجب‌آور بود. چهره و استایل و تیپ و ظاهرشان به کلی فرق کرده بود. برای همین خیلی پرس و جو کردم تا طلوع را بشناسم و پیدا کنم. گفتند بچه‌های طلوع سه‌شنبه‌ها برای توزیع غذا می‌آیند ولی من عجله کردم و خودم زودتر از آمدن آنها آمدم پشت در طلوع. خیلی دوست داشتم پاک بشوم. آنجا با استقبال خوب از ما پذیرایی کردند. آمدیم داخل و همه جور احترام و سرویس و ادب دیدیم. همه چی آنجا رعایت می‌شد. خلاصه شروع به ترک کردم و بعد از مدتی هم برگه خدمت به من دادند و مسئول فیزیک شدم. بعد از چهار پنج ماه به سرای مهر دادند که آنجا هم چند ماه خدمتگزار بودم. وقتی پاکی‌ام به یکسالگی رسید، عمواکبر جشنی برایم گرفت که کسی نگرفته بود. آنجا خیلی چیزها یاد گرفتم.

توی ده تا کلمه، شش هفت تا فحش داشتم!

آقای کردبچه یاد خاطرات قدیمی‌اش می‌افتد و می‌گوید: من شاید توی ده تا کلمه‌ای که حرف می‌زدم، شش هفت تا ناسزا بود. اینطور نبود که مثل الآن بنشینم و صحبت کنم. از قول خودم شاید نود درصد، ولی از قول مردم، می‌گویند هزار درصد تغییر کردی. آنهایی که من و گذشته من را دیده بودند، می‌دانند که من چقدر تغییر کردم. صحبت کردن بلد نبودم؛ همه‌اش فحش. خلاصه به ما یک چیزهایی یاد دادند و آمدم آنها را در سرای مهر تمرین کردم. کسانی را می‌دیدم که با یک کوله‌بار درد می‌آمدند، می‌رفتند توی اتاق عمواکبر و خوشحال برمی‌گشتند. من هم یک جورهایی از خوشحالی آنها خوشحال می‌شدم. چون به من هم کمک شده بود و از اینکه می‌دیدم دیگران هم دارند همین کمک را دریافت می‌کنند دلم شاد می‌شد. هر نفری که می‌رفت و می‌آمد آنقدر من را سفت و محکم می‌کرد که نگو. به خاطر همین دوست داشتم عمواکبر را ببینم.

عمواکبر محبت و کمک کردن را به من یاد داد

یک‌بار برنامه‌ای توی مرکز داشتیم و چندنفر به مرکز مراجعه کرده بودند. من توی لیوان کاغذی به اینها چایی دادم. عمواکبر وقتی آمد، من را قشنگ کشید کنار، خیلی با احترام گفت «اینجا دو دسته آدم میاد، یک دسته آدم میاد کمک کنه، یک دسته آدم میاد کمک بشه. سعی کن به اونایی که کمک می‌شه از بهترین وسایل، بهترین جنس و بهترین امکانات بهشون سرویس بدی. اونایی که می‌خوان بیان کمک کنن، نه اینکه مهم نیستن و اهمیت ندارن، مهم‌ان، ولی اهمیت بیشتر رو به کسانی بده که میان کمک بگیرن». محبت کردن و کمک کردن را من آن روز از عمواکبر یاد گرفتم؛ از رفتار و ادب‌اش. در طلوع بی‌نشان‌ها آنقدر بدی ما را با خوبی جواب دادند که ما دیگر کم آوردیم. سعی کردیم روی صحبت کردن و کلام‌مان کار کنیم. بعد از یک مدتی من سکته مغزی و قلبی کردم. من را در بهترین بیمارستان‌ها بستری کردند، بهترین پذیرایی شد، بهترین شرایطی که اگر خانواده خودم بود اینطوری به من سرویس نمی‌دادند. بعد از آن شروع کردم به رسیدگی به ظاهرم. دندان‌ها را کشیدم و دندان گذاشتم. به لباس و ظاهرم توجه کردم و خلاصه الآن که به سه سال پیشم نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی تغییر کردم. هرسال تغییر داشتم و الآن که به پارسالم نگاه می‌کنم، خیلی بهتر شدم.

دوچرخه دستم نمی‌دادند اما حالا سوله‌های میلیاردی دست من است

او ادامه می‌دهد: قبلاً در همین سرای حافظ سرپرست تولیدی ماسک بودم و دو سه شیفت کار می‌کردیم. بچه‌های سرای فرشته‌ها و سرای مهر و سرای نور می‌آمدند کار می‌کردند و می‌رفتند. خیلی آنجا یاد گرفتم. همه هم مثل بچه و برادر کوچک خودم بودند و کنار هم خوب بودیم. بعد که ماسک تعطیل شد، آمدند این دفتر را در اختیار من گذاشتند. من الآن مسئول حراست اینجا هستم. شاید به جرأت بگویم چهار سال پیش کسی یک دوچرخه دست من نمی‌داد، ولی الآن کلید کل این کارخانه دست من است. غیر از این، الآن بیشتر از بیست تا ساک پر از لپتاپ و طلا و پول را در اختیار من گذاشته‌اند. امروز من به عمواکبر افتخار می‌کنم که در کنارش خیلی چیزها یاد گرفتم. اکبر رجبی مشهود به من وقار داد، به من اطمینان کرد. من هم سعی کردم تا الآن بتوانم به خوبی انجام وظیفه کنم. الآن از زندگی‌ام راضی‌ام. بعد از چهار سال دخترم آمد و من را پیدا کرد. به زندگی‌ام وصل شدم و با آنها ارتباط دارم. بعد از ۲۸ سال مصرف مواد مخدر، کمپ‌های اجباری، طرح ماده ۱۶، و هر جایی که گیر کردم و جواب نداد، اینجا طوری ما را در آغوش گرفتند که برادر خودم نگرفته بود. خیلی چیزها یاد گرفتم. اگر بخواهم بگویم به تصویرکشیدنی و با صحبت نمی‌شود.

معتاد تابلویی است که هر بی‌سوادی می‌خواندش

می‌گویم اگر خود شما امروز بخواهید به یک کارتن‌خوابی که از همه چی و همه جا بریده پیشنهاد بدهید که بیاید اینجا و ترک کند، چه می‌گوئید؟ جواب می‌دهد: من نمی‌توانم این را با کلام به طرف بفهمانم، ولی کسی که گذشته من را دیده باشد، نیازی نیست که من حرف بزنم. معتاد تابلویی است که هر بی‌سوادی از دور می‌خواندش. کسی که گذشته من را دیده باشد و امروز من را ببیند، خودش می‌آید یقه من را می‌گیرد و التماس می‌کند که کجا رفتی و کجا خوب شدی و چیکار کردی؟ هرکس هم از من سوال کرده همینجا را معرفی کردم و راهنمایی‌شان کردم. امروز به جرأت می‌توانم بگویم باب‌الحوائج تمام معتادان، اکبر رجبی است. من توی پخش و توزیع غذا با بچه‌ها رفتم، با چراغ قوه می‌گردند کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها را پیدا می‌کنند. چندین بار وقتی طرف برای سم‌زدایی می‌آمد، آنچنان بو می‌داد که من دور می‌شدم و عقب‌نشینی می‌کردم. ولی این بچه‌ها این معتادین را بغل می‌کردند و می‌بوسیدند. من هم از آنها مرام و معرفت را یاد گرفتم. امروز عمواکبر دارد آدم‌هایی مثل خودش می‌سازد که این راه را ادامه بدهند.

روزی ۱۷ سرنگ تزریق می‌کردم

تا الآن کمتر درباره شرایط خودش پیش از بهبودی حرفی زده. می‌ترسم خاطرات تلخی باشد که یادآوری‌اش اذیت‌اش کند، ولی می‌پرسم. علیرضا کردبچه، کسی که می‌گوید «معتاد تابلویی است که هر بی‌سوادی می‌تواند بخواندش»، درباره گذشته خودش حرف‌هایی می‌زند که تعجب می‌کنم. می‌گوید: من خوشبختانه سابقه زندان و دزدی و اینها ندارم، ولی جوری به عجز و عاجزی رسیدم که تعریف‌کردنی نیست. می‌خواهید بدانید حد اعتیاد من چقدر بود؟ من روزی ۱۷ تا آمپول تزریق می‌کردم. ۱۷ تا… بعضی وقت‌ها مواد هم داشتم، اما از خماری درد می‌کشیدم. چرا؟ برای اینکه دیگر رگ نداشتم که بزنم. و این بدترین عجز من بود که همه چی داشته باشی و نتوانی استفاده کنی. من تا آخر این راه رفتم، هیچی جواب نداد جز اکبر رجبی. با صمیمیت مثل برادر ما را در آغوش گرفت. الآن هم افتخار می‌کنم که کنار او هستم و دستش را می‌بوسم. نه من، کلیه بچه‌ها افتخار می‌کنند که کشورمان چنین مردی دارد. عمواکبر از خانواده بچه‌هایی که ترک می‌کنند حمایت می‌کند، به آنها کار می‌دهد، موقعیت و اعتبار می‌دهد. همه‌جوره رسیدگی می‌کند. شاید سه سال پیش کسی دوچرخه‌اش را دست من نمی‌داد، ولی الآن چهار پنج تا سوله با اجناس میلیاردی دست من است. فکر کنم همین نشان می‌دهد که من از کجا به کجا رسیدم.

حرف آخر خطاب به کارتن‌خواب‌ها؛ ناامید نشوید

سوال آخرم را می‌پرسم «به کارتن‌خواب‌هایی که به آخر خط رسیدند، چه می‌گوئید». جواب کوتاه است: ناامید نشوید. بیاید طلوع بی‌نشان‌ها. همین.

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

ما تازه بعد باختن آغاز می‌شویم

ما تازه بعد باختن آغاز می‌شویم
2022-12-01T10:18:07+03:30
فکر کنید قبل از بازی است که دارم می‌پرسم: «اگر ایران ببازد چه کار می‌کنید؟». من؟ من اگر ایران ببازد، پاچه‌ها را ور می‌کشم، آستین‌ها را بالا می‌زنم و برای ای...

تاریخ رشادت را نخوانده‌ایم

تاریخ رشادت را نخوانده‌ایم
2022-11-28T12:11:28+03:30
رهبری در دیدار اخیر، اسامی را نام می‌برند و از بسیجیان می‌خواهند که در مورد آنها مطالعه کنند. در گزارش امروز به سراغ کتاب‌هایی رفته‌ایم که درمورد این افراد ن...

تیم آمریکا ۱۱ نفر است اما شما ۸۰ میلیون نفر/ بجنگ برای شادی مردم

تیم آمریکا ۱۱ نفر است اما شما ۸۰ میلیون نفر/ بجنگ برای شادی مردم
2022-11-26T15:24:47+03:30
برد تیم ملی فوتبال ایران مقابل ولز در دیدارهای جام جهانی، جان تازه‌ای به ایرانی‌ها و تمام هواداران این تیم داده است. اقدام دانش‌آموزان یک مدرسه برای هواداری ...

تیم آمریکا 11 نفر است اما شما 80 میلیون نفر/ بجنگ برای شادی مردم

تیم آمریکا 11 نفر است اما شما 80 میلیون نفر/ بجنگ برای شادی مردم
2022-11-26T14:58:06+03:30
برد تیم ملی فوتبال ایران مقابل ولز در دیدارهای جام جهانی، جان تازه‌ای به ایرانی‌ها و تمام هواداران این تیم داده است. اقدام دانش‌آموزان یک مدرسه برای هواداری ...

شبی که مردم خوشحال بودند و رسانه‌های ضدایرانی نه!

شبی که مردم خوشحال بودند و رسانه‌های ضدایرانی نه!
2022-11-26T14:58:06+03:30
دیشب هم در حافظه تاریخی مردم ما ثبت شد. شبی که تمام خیابان‌های کشور غرق در شور و نشاط و خوشحالی بود، اما رسانه‌های فارسی‌زبان ضدایرانی عزا گرفتند. چرا این رس...

پدر مهاجر، مادر ایرانی؛ معضلی به نام شناسنامه فرزند!

پدر مهاجر، مادر ایرانی؛ معضلی به نام شناسنامه فرزند!
2022-11-23T14:24:49+03:30
وقتی حرف از ایجاد سازمان ملی مهاجرت شد، بسیاری از مهاجران و فعالان این حوزه خوشحال شدند که بالأخره قرار است اتفاق مثبتی بیفتد. اما حالا این طرح با انتقادات ز...

شهید مجید پازوکی؛ نام‌آشنای غریب

شهید مجید پازوکی؛ نام‌آشنای غریب
2022-11-20T13:48:26+03:30
مادر شهید مجید پازوکی به فرزند شهیدش پیوست و روز جمعه به خاک سپرده شد. در این گزارش ضمن روایت مراسم ایشان نگاهی به زندگی فرزند شهیدشان داشته‌ایم.

چند ساعت همراه یگان امنیتی/ تو این‌وری هستی یا آن‌وری؟!

چند ساعت همراه یگان امنیتی/ تو این‌وری هستی یا آن‌وری؟!
2022-11-17T15:32:17+03:30
این روزها جو شهر تهران و اغلب شهرهای کشور امنیتی‌تر از روزهای عادی است. در یکی از شلوغ‌ترین روزها، چند ساعت با یگان امنیتی سپاه پاسداران همراه شدیم، سوال پرس...

چند ساعت همراه یگان امنیتی / تو این‌وری هستی یا آن‌وری؟!

چند ساعت همراه یگان امنیتی / تو این‌وری هستی یا آن‌وری؟!
2022-11-17T15:18:56+03:30
این روزها جو شهر تهران و اغلب شهرهای کشور امنیتی‌تر از روزهای عادی است. در یکی از شلوغ‌ترین روزها، چند ساعت با یگان امنیتی سپاه پاسداران همراه شدیم، سوال پرس...

ساکنان فرودگاه / روایتی از کسانی که در فرودگاه زندگی‌ کرده‌اند

ساکنان فرودگاه / روایتی از کسانی که در فرودگاه زندگی‌ کرده‌اند
2022-11-14T14:39:54+03:30
به بهانه فوت مهران کریمی ناصری، به بازخوانی گزارشی از روزنامه جام جم پرداخته‌ایم که زندگی کسانی که در فرودگاه زندگی کرده‌اند را روایت کرده است.

کوله‌های مهربانی روی دوش کودکان سیستان و بلوچستان

کوله‌های مهربانی روی دوش کودکان سیستان و بلوچستان
2022-11-07T12:38:58+03:30
گروه‌های خیریه و جهادی همواره یکی از بازوهای مردمی دولت در رفع مشکلات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور بوده است. امروز درباره کوله مهربانی و فعالیت یکی...

داستان زاهدان؛ آدم‌هایی که هستند اما نمی‌دانیم کیستند

داستان زاهدان؛ آدم‌هایی که هستند اما نمی‌دانیم کیستند
2022-11-01T18:34:08+03:30
روزها و هفته‌های گذشته زاهدان به مرکز اخبار و شایعات تبدیل شده است. خبرنگار مجله مهر که روزهای گذشته را در زاهدان سپری کرده، روایتی میدانی از دیده‌ها و شنیده...

گل به خودی «آقای گل» خوشحالی ندارد

گل به خودی «آقای گل» خوشحالی ندارد
2022-10-29T14:19:15+03:30
علی دایی، اسطوره سرشناس فوتبال ایران برای آحاد مردم کشورمان محترم است. از این رو، اظهار نظرهای اخیر او مورد بحث قرار گرفته است. سردبیر روزنامه فرهیختگان در ی...

وقتی نام حاج قاسم مردم را به برج میلاد می‌آورد

وقتی نام حاج قاسم مردم را به برج میلاد می‌آورد
2022-10-22T13:38:55+03:30
چند روزی است که سینمایش ۴۱۰ در برج میلاد روی صحنه است. صحنه‌ای که در محوطه برج درست کرده‌اند. خبرنگار مجله از حال و هوای این نمایش روایت کرده است.

به خدا تو مسلمان هستی کریم!

به خدا تو مسلمان هستی کریم!
2022-10-19T13:05:38+03:30
کریم بنزما همواره مورد توجه هواداران فوتبال و مسلمانان بوده است. او بالأخره برنده توپ طلای سال شد و به آرزوی کودکی‌اش رسید. به این بهانه نگاهی به حواشی جالب ...

تیتر فعلا این باشه: زنده باد جامعه دوقطبی!

تیتر فعلا این باشه: زنده باد جامعه دوقطبی!
2022-10-18T14:39:04+03:30
کوچه‌ها و خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ ایران، خاطراتی طولانی از درگیری‌های خیابانی بر سر نان و اختلافات قومی و مذهبی دارند. درگیری‌هایی که هیچ وقت، هیچ کس ...

از خدمت به خانواده‌های شهدای مدافع حرم تا مناطق محروم کشور

از خدمت به خانواده‌های شهدای مدافع حرم تا مناطق محروم کشور
2022-10-17T13:52:21+03:30
گروه جهادی شهید شکری، جمعی از دندان‌پزشکان هستند که دغدغه‌شان کمک به مردم در این شرایط سخت اقتصادی و خدمت به خانواده شهدای مدافع حرم است. مجله مهر با موسس ای...

شنبه، ۲۳ مهر؛ چه خبر از خیابان‌های تهران؟

شنبه، ۲۳ مهر؛ چه خبر از خیابان‌های تهران؟
2022-10-16T10:25:36+03:30
طبق فراخوان‌هایی که از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین پخش می‌شد، قرار بود شنبه موج چند میلیونی آشوب خیابان‌های تهران را پر کند. به همین دلیل خبرنگار مجله مهر...

از سنندج توئیتر تا سنندج ایران

از سنندج توئیتر تا سنندج ایران
2022-10-15T15:52:13+03:30
صحت‌سنجی انبوه اخباری که این روزها مخابره می‌شود کار نسبتا دشواری است. در این میان با یک روایت میدانی و مستند همراه شده‌ایم که ببینیم واقعا در خیابان‌های سنن...

از «جمعه آزادی» تا رویای آبادی / نگاهی به دو دهه اخیر سوریه

از «جمعه آزادی» تا رویای آبادی / نگاهی به دو دهه اخیر سوریه
2022-10-13T14:32:09+03:30
سوریه که حالا از بسیاری از شهرهای آن تنها ویرانه‌ای به جا مانده، روزگاری رویاهای بلندی در سر داشت و می‌توانست یکی از پیشروترین کشورهای منطقه باشد.

دوست داریم کودکان جنگ‌زده و محروم دنیا توانمند شوند

دوست داریم کودکان جنگ‌زده و محروم دنیا توانمند شوند
2022-10-11T12:52:09+03:30
«موسسه زیتون» و داوطلبین آن دغدغه بزرگ و ارزشمندی دارند؛ اینکه هیچ کودکی در دنیا طعم فقر و جنگ و عدم دسترسی به آموزش و تحصیل را نچشد. با الهام علی‌اکبری دربا...

وقتی آشوب‌گرها نیروهای پلیس را آتش می‌زنند/ پیک موتوری هستم و معترضم اما...

وقتی آشوب‌گرها نیروهای پلیس را آتش می‌زنند/ پیک موتوری هستم و معترضم اما...
2022-10-09T14:25:29+03:30
فراخوان‌های فضای مجازی می‌گفت شنبه قرار است در ایران قیامت شود. از گرفتن خیابان‌ها تا تصرف صداوسیما. پس به خیابان‌ها زدیم تا ببینیم چه خبر است. این روایت مهر...

اغتشاش در رسانه، آرامش در خیابان

اغتشاش در رسانه، آرامش در خیابان
2022-10-08T08:58:50+03:30
چشم‌های ظاهربین و جزئی‌نگر دیر متوجه می‌شوند؛ زمانی متوجه می‌شوند که شیشه‌های مغازه‌شان خرد شود، راه‌های شهر را ببندند و بوی دود آتش در مشامشان برود تا از خو...

دشمنان از دانش‌اندوزی و دانایی هزاره‌ها می‌هراسند

دشمنان از دانش‌اندوزی و دانایی هزاره‌ها می‌هراسند
2022-10-04T14:38:54+03:30
چندی پیش باز هم خبر دیگری از انفجار علیه هزاره‌های شیعه از افغانستان مخابره شد. در این یادداشت نگاهی داشته‌ایم به کشتاری که سال‌هاست علیه هزاره‌های افغانستان...

ادبیات جهانی حق اعتراض

ادبیات جهانی حق اعتراض
2022-10-04T13:58:51+03:30
این گزارش با نگاهی به قوانین و شرایط اعتراض در ۱۲ کشور مختلف دنیا به بررسی مواجهه این کشورها با «اعتراض» مردمی و قوانین «حق اعتراض» پرداخته است.

کوتاه و مختصر درباره ورود تلویزیون به ایران

کوتاه و مختصر درباره ورود تلویزیون به ایران
2022-10-03T10:48:23+03:30
امروز سالروز تأسیس تلویزیون در ایران است. به همین بهانه نگاهی مختصر داریم به شروع فعالیت تلویزیون در ایران و مسیری که در این چند دهه پیموده است.

اینترنت ماهواره‌ای؛ چاهی که برای ایلان ماسک نان دارد

اینترنت ماهواره‌ای؛ چاهی که برای ایلان ماسک نان دارد
2022-10-02T09:03:02+03:30
چندی پیش ایلان ماسک خبر داد که می‌تواند سرویس اینترنت ماهواره‌ای‌اش را در ایران راه‌اندازی کند. اما آیا این سرویس پیش از این موفق بوده و اصلا می‌تواند در کشو...

مهمان در خانه میزبان زباله نمی‌ریزد!

مهمان در خانه میزبان زباله نمی‌ریزد!
2022-09-28T12:29:52+03:30
مجله مهر از مخاطبان خودش خواسته حالا که از سفر برگشته‌اند، تجربه خودشان از اربعین بدون پسماند را با ما به اشتراک بگذارند. این روایت‌ها کمک می‌کند سال آینده ش...

دوست دارم به محیط زیست و حیات وحش سیستان و بلوچستان کمک کنم

دوست دارم به محیط زیست و حیات وحش سیستان و بلوچستان کمک کنم
2022-09-26T08:02:33+03:30
علاقه‌مند شدن کودکان کشورمان به محیط زیست و طبیعت زیبای ایران موجب خوشحالی است. مجله مهر امروز سراغ امیرمهدی کیخا، یکی از نوجوانان فعال محیط زیست رفته که روی...

رسول از خیمه امام حسین(ع) دفاع می‌کرد که چاقو به قلبش زدند

رسول از خیمه امام حسین(ع) دفاع می‌کرد که چاقو به قلبش زدند
2022-09-23T11:42:52+03:30
آشوبگران که ابایی از حمله به مردم عادی و نیروهای انتظامی ندارند، یک نفر دیگر از مردم‌مان را غریبانه و ناجوانمردانه به شهادت رساندند.
X فیلم جدید فیلم جدید دانلود فیلم و سریال تبلیغات شما (پیام به تلگرام)