میرنیوز

داود خَلقاً و خُلقاً شبیه ابراهیم هادی بود

 داود خَلقاً و خُلقاً شبیه ابراهیم هادی بود 2020-02-23T12:50:29+03:30

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، شاید به جرئت بتوان عبارت «اشبه الناس خَلقا و خُلقا» را در مورد شهید داود عابدی و شهید ابراهیم هادی به کار برد. شهید داود عابدی شباهت زیادی به شهید جاویدالاثر ابراهیم هادی دارد. دیدن این شهید ما را بر آن داشت تا به دنبال خانواده‌اش بگردیم و با آن‌ها همکلام شوم. در میان جست‌وجو برای یافتن نشانی از خانواده شهید بود که متوجه شدیم ایشان برادر شهیدی هم به نام «حمید» دارد که همرزم شهید ابراهیم هادی بوده و در عملیات والفجر مقدماتی در کانال کمیل مفقودالاثر شده است. داود در دوران حیات و حضورش در جبهه آن قدر از ابراهیم هادی شنیده بود که عاشق دیدارش شده بود. بعد از عملیات والفجر مقدماتی وقتی بچه‌ها تصویر شهید ابراهیم هادی را می‌آورند همه شگفت‌زده می‌شوند. انگار داود بود! خود داود هم به تصویر ابراهیم خیره شده بود. داود بعد از شهادت ابراهیم، او را الگوی خودش قرار می‌دهد و از برخی دوستان ابراهیم در مورد رفتار و شخصیتش سؤال می‌کند و دلش می‌خواست راه ابراهیم را ادامه دهد. داود راه ابراهیم را ادامه داد و در نهایت در کسوت فرمانده گردان میثم در عملیات بدر به شهادت رسید. برای همکلامی با مادر شهیدان حمید و داود عابدی راهی نازی‌آباد شدیم. خانه‌ای در یکی از محله‌های قدیمی تهران. کمی مانده به خانه شهدا بنر روی دیوار نشان از درستی آدرس می‌دهد. بنری که روی آن تصاویر شهید حمید عابدی و شهید داود عابدی و تصویری از شهید مهدی عابدی، پسرعموی شهیدان دیده می‌شود. گفت‌وگوی ما با معصومه کاشی مادر شهیدان را پیش رو دارید.

خانم کاشی! از خانواده‌تان بگویید. شهدا در چه خانواده‌ای رشد کردند و پرورش یافتند؟
من و همسرم با هم نسبت فامیلی داشتیم و سال 1339 با هم ازدواج کردیم. حاصل زندگی‌مان چهار فرزند پسر و یک دختر بود. دو پسرمان به نام‌های داود و حمید در دفاع مقدس به شهادت رسیدند و پسر دیگرمان مجید جانباز شد. همسرم آهنگر و صافکار ماشین بود و بچه‌ها هم در این کار به پدرشان کمک می‌کردند. بابای بچه‌ها اهل رزق حلال بود. مراقب بود پولی که به خانه می‌آورد حلال باشد. هیچ صبح جمعه‌ای مجلس حاج‌آقا کافی‌اش ترک نشد. می‌گفت بچه‌ها را آماده کن با خودت بیاور مجلس. من می‌گفتم سخت است، بچه‌ها خواب‌شان می‌آید. پدرشان می‌گفت باید بیایند و یاد بگیرند.

اولین رزمنده خانه‌تان کدام یک از بچه‌ها بود؟
پسرم داود. ایشان سال 1342 به دنیا آمد و سال 1344 خدا حمید را به ما داد. داود سوم راهنمایی بود که امام آمد. همه بچه‌ها در دوران انقلاب فعالیت داشتند و من و پدرشان مانع نشدیم. بعد از انقلاب و تشکیل بسیج، داود جزو اولین نفراتی بود که وارد بسیج شد و 17 سال داشت که جنگ شروع شد. داود داوطلبانه به جنگ اعزام شد و جزو نیرو‌های جنگ‌های نامنظم دکتر چمران بود. ایشان دو سالی در جبهه بود که ترکش به پشتش اصابت کرد و مجروح به خانه آمد. من که داود را در آن شرایط دیدم ناراحت شدم و گفتم دیگر اجازه نمی‌دهم بروی جبهه. داود برای اینکه دل من را به دست بیاورد و بتواند مجدداً در جبهه حضور داشته باشد گفت باشد مادر! دیگر بسیجی نمی‌روم، می‌خواهم عضو سپاه شوم. با خودم گفتم اگر وارد سپاه شود دیگر به منطقه نمی‌رود برای همین موافقت کردم، اما وقتی سپاهی شد گفت مادرجان من عضو سپاه هستم، اما همچنان رزمنده‌ام باید به جبهه بروم، باز هم اجازه دادم و گفتم برو!

حمید زودتر از داود به شهادت رسید، چه شد که او هم جبهه‌ای شد؟
حمید که رفت و آمد‌های داود به جبهه را دید به من گله کرد که چرا اجازه می‌دهید داود برود و من نروم؟! داود را دوست دارید و من را دوست ندارید؟! من هم در پاسخ می‌گفتم اگر تو بروی پدرت تنها می‌ماند. گفت نه باید به من هم اجازه بدهید بروم. موضوع را با پدرش در میان گذاشتم، حاج‌آقا گفت صبر کن تا داود بیاید بعد تو برو. حمید گفت حداقل اجازه بدهید من فقط یک دوره بروم. ما که دیدیم اصرار می‌کند گفتیم حالا برو دوره‌های لازم را ببین تا بعد. حمید هم رفت دوره را دید. در همین بین بود که تصمیم گرفتیم داود متأهل شود. آن زمان داود 19 سال داشت. رفتیم و دختر خانمی را هم دیدیم و عقد کردیم. همان روزی که می‌خواستیم برای داود عقدکنان بگیریم حمید عازم جبهه بود. هر چه گفتم صبر کن تا عقد برادرت تمام شود و تو هم عکسی به یادگاری بینداز، قبول نکرد. می‌گفت عکس من را بگذارید کنار برادرهایم فکر کنید من هستم. خلاصه این‌طور شد که حمید در روز عقد برادرش داود به جبهه اعزام شد.

چه مدت در جبهه حضور داشت؟
سه ماه مستمر در جبهه بود. اصلاً به مرخصی نیامد. گاهی پیش می‌آمد که هر دو با هم در جبهه بودند. داود به حمید گفته بود بیا برویم به خانه سری بزنیم و برگردیم، اما حمید قبول نکرده و گفته بود من نمی‌آیم. من با خانه تماس می‌گیرم و با مادر و پدر تلفنی صحبت می‌کنم و حالشان را جویا می‌شوم. اجازه بده عملیات والفجر مقدماتی تمام شود بعد مرخصی می‌گیرم و به خانه می‌روم. حمید در این عملیات شرکت کرد و در روند اجرای عملیات والفجر مقدماتی مفقودالاثر شد و پیکرش بعد از 13 سال به خانه بازگشت. پسرم حمید بعد از چهار ماه حضور در جبهه در 19 بهمن 1361 به شهادت رسید.

در این عملیات داود با حمید همرزم بود؟ چطور متوجه شهادت برادرش شده بود؟
حمید و پسرعمویش مهدی که بعد‌ها شهید شد در یک گردان بودند. داود هم در این عملیات در گردان میثم بود. اتفاقاً در همین عملیات به خاطر موج‌گرفتگی موقتاً بینایی چشم‌هایش را از دست داده بود. داود بعد‌ها برایمان تعریف کرد، بسیار ناراحت بودم. شرایط چشم‌هایم من را به‌هم ریخته بود. در بیمارستان صحرایی بودم و با خودم می‌گفتم چه کنم این‌طور از عملیات بازماندم. گویا وقتی مجروحان را به آنجا می‌آورند، داود از آن‌ها سراغ حمید را می‌گیرد. بچه‌ها می‌گویند حمید عابدی شهید شده است. دو روزی به همین منوال می‌گذرد. داود با خودش می‌گوید حالا من چه کنم؟ چگونه به خانواده خبر شهادت حمید را اطلاع بدهم؟ دوست نداشت کسی دیگر خبر شهادت را به پدرش بدهد. نگران بود خدای ناکرده پدرش عکس‌العملی نشان بدهد و دل منافقین شاد شود. داود در همین افکار خوابش می‌برد و در خواب می‌بیند که امام زمان (عج) آمده و دستی روی چشمان او می‌کشد و می‌فرماید بلند شو چشم‌هایت که مشکلی ندارند. پاشو برو... داود می‌گفت بلند شدم دیدم که چشم‌هایم می‌بیند. بعد با همان لباس‌های خاکی راهی خانه شده بود. به یکباره من دیدم که داود با همان لباس خاکی جبهه وارد خانه شد، تا دیدمش سراغ حمید را گرفتم. گفت حمید می‌آید. بعد رفت پیش شوهر خواهرم که پسر عمه‌ام هم می‌شد، آنجا گفته بود من تا آمدم، مادرم سراغ حمید را گرفت حالا چه کنم؟ شما خبر شهادت حمید را به مادرم بدهید. شوهر خواهرم گفته بود من نمی‌توانم بروم به دختر دایی‌ام بگویم حمید شهید شده است. خلاصه داود وقتی می‌بیند نمی‌تواند خبر شهادت را به من بدهد، فردای همان روز به جبهه برمی‌گردد و برای دادن خبر شهادت یکی دیگر از دوستانش را به خانه ما می‌فرستد. ایشان هم خبر شهادت حمید را به همسرم داده بود. دو روز بعد از اینکه ما متوجه خبر شهادت حمید شدیم، داود با یکی از دوستانش به خانه آمد. ما آن روز برای حمید مراسم گرفته بودیم. دوستش به حمید گفته بود مادرت تو را ببیند چه خواهد کرد؟ به دوستش گفته بود نگران نباش مادر من صبرش زیاد است. قبل از آمدن داود از مادرم و خواهرم خواستم وقتی داود آمد بی‌تابی و گریه نکنند. داود که آمد به استقبالش رفتم و با او سلام و علیک کردم و بوسیدمش. در محضر پسرم گریه و بی‌تابی نکردم.

بعد از شهادت حمید، مخالفتی با حضور داود در جبهه نداشتید؟
اتفاقاً بعد از شهادت حمید به داود گفتم تو دیگر نرو، گفت مادرجان نمی‌شود الان گردان دست من است، نمی‌توانم نروم. آن زمان فرمانده گردان میثم بود. پسرم داود در عملیات بدر در 23 اسفند 1363 به شهادت رسید. یعنی دو سال بعد از شهادت حمید، داود هم با شهادت به او ملحق شد. شب قبل از شهادتش خواب شهادتش را دیده بود. به دوستش وصیت کرده بود اگر من شهید شدم هر طور شده پیکر من را برای مادرم ببر. مادرم چشم‌انتظار پیکر برادرم حمید است دیگر نمی‌خواهم چشم‌انتظار من هم بماند. آن زمان یک فرزند دو ماهه داشت. گفته بود نمی‌خواهم فرزندم سال‌ها چشم‌انتظاری بکشد.

از نحوه شهادتش اطلاعی دارید؟
گویا تیر به پهلوی داود اصابت کرده و از شدت خونریزی به شهادت رسیده بود. همرزمانش می‌گفتند وقتی داود مجروح شد، دست روی سینه گذاشت، بلند شد و تعظیم کرد و بعد به شهادت رسید. بعد از شهادت داود خانه ما پر شد از مردمی که عاشق شهدا بودند. خیلی آمد و رفت داشتیم. داود وقتی به مرخصی می‌آمد، در مدت 10 روز مرخصی‌اش به همه بستگان و فامیل سر می‌زد. داود پنج سال در جبهه بود.

پسر جانبازتان بعد از داود به جبهه رفت؟
بله مجید بعد از شهادت داود راهی شد. سه بار اعزام شد. پسرم یک بار مجروح و یک بار شیمیایی شد و در مرصاد هم چند تیر به شکمش اصابت کرد و یک سال در بستر بود تا اینکه بهتر شد و راه افتاد. نمی‌توانست راه برود. الحمدلله عمرش به دنیا بود.

از سال‌های چشم‌انتظاری برای آمدن حمید بگویید
پیکر حمید 13 سال بعد از شهادتش شناسایی و تفحص شد. من خیلی بی‌قراری می‌کردم. حمید اهل ورزش کشتی بود. هیکلی درشت و قدی بلند داشت. بعد از 13 سال وقتی او را آوردند گویا یک نوزاد در قنداق بود. علی‌اکبر رفت و علی‌اصغر برگشت. وقتی خبر دادند که تفحص شده برادرش مجید رفت و جیب پیراهنش که مانده بود را دید. مهدی پسر عمویشان خوش‌خط بود و با همان خط خوبش مشخصات حمید را داخل جیب حمید نوشته بود. برای همین مطمئن شدیم پیکر متعلق به حمید است. در سال‌های نبودن‌ها و بی‌خبری از حمید، همیشه با خودم می‌گفتم حمید چگونه به شهادت رسیده است؟! تا اینکه یک شب خوابش را دیدم و از او پرسیدم پسرم می‌گویند سرت ترکش خورده است. بعد دستم را روی سرش کشیدم و دیدم نقطه‌ای از سرش نزدیک گیج‌گاهش سوراخ شده است. وقتی بعد از 13 سال پیکرش را برای‌مان آوردند به اصرار خودم پیکرش را دیدم، می‌خواستم بدانم خوابم صحت دارد یا نه؟! جمجمه حمید مانده بود، حتی دندان‌هایش سالم بود. جمجمه حمید را به دست گرفتم و با دقت نگاه کردم دقیقاً همان نقطه‌ای که حمید در خواب به من نشان داده بود، ترکش همان جا اصابت کرده بود. با اینکه برادرش داود من را از شهادت حمید مطمئن کرده بود، اما هر لحظه که در خانه باز می‌شد با خودم می‌گفتم الان حمید وارد خانه می‌شود. این سال‌ها بر من سخت گذشت. من دوست داشتم پیکرش بیاید و بالاخره آمد. چشم‌انتظاری خیلی سخت است. پیکر حمید را در بالای سر داود به خاک سپردند.

به نظر شما چه نکاتی در وجود شهدای خانه‌تان بود که آن‌ها را به سعادت شهادت رساند؟
داود و حمید فرزندان خوبی برای من بودند. همسرم از همان دوران کودکی برای بچه‌ها معلم قرآن می‌گرفت تا در خانه تحت نظر معلم قرآن بیاموزند و تربیت شوند. داود 9 سال داشت که به خوبی و بدون غلط می‌توانست قرآن را بخواند. همیشه به داود می‌گفتم داودجان وقتی من به رحمت خدا رفتم تو برای من قرآن بخوان. سال‌هاست که سالگرد همسرم و بچه‌ها را با هم برگزار می‌کنم. داود از مؤسسین هیئتی به نام «محبان مرتضی» بود. بچه‌ها ارادت زیادی به اهل بیت (ع) داشتند. داود هم ذاکر و مداح اهل بیت بود.

حتماً شنیده‌اید که می‌گویند پسرتان شهید داود عابدی شباهت زیادی با شهید ابراهیم هادی دارد؟
بله داود خَلقاً و خُلقاً شبیه ابراهیم هادی بود. این را مردم بار‌ها و بار‌ها به ما گفته‌اند. کتاب «قرار یک‌شنبه‌ها» به همت نشر شهید ابراهیم هادی در مورد شهید داود نوشته شده است. نام کتاب (قرار یک‌شنبه‌ها) از قرار‌های یک‌شنبه هیئت «محبان مرتضی» گرفته شده است.

خاطره‌ای از شهید داود برایمان روایت کنید
هر مرتبه که داود می‌خواست به جبهه برود من ساکش را پر می‌کردم. خوراکی و پول زیادی هم به داود می‌دادم. داود هم پول‌ها را برای جبهه و رزمنده‌ها خرج می‌کرد. داود برایم تعریف می‌کرد من صبح‌ها بدون اینکه رزمنده‌ها متوجه شوند شیر تهیه می‌کردم و می‌جوشاندم و بعد خودم می‌رفتم می‌خوابیدم. بچه‌ها که از خواب بیدار می‌شدند با یک قابلمه شیر جوشیده و آماده مواجه می‌شدند. برای همه‌شان سؤال شده بود چه کسی این کار را می‌کند؟ با هم شوخی می‌کردند و می‌گفتند احتمال زیاد امام زمان (عج) این کار را می‌کند، اما کمی بعد یکی از بچه‌ها که تا نیمه‌های شب بیدار مانده و کشیک کشیده بود، بدون اینکه من متوجه شوم به دنبال من تا روستایی که برای تهیه شیر به آنجا رفته بودم آمده و متوجه شده بود که آماده کردن شیر کار من است. صبح زود بچه‌ها را بیدار کرده و گفته بود بلند شوید من مچ امام زمانی که شیر را آماده می‌کرد گرفتم.

خاطره‌ای دیگر هم از داود دارم. داود کمی بعد از شهادت حمید برای حفاظت از بیت امام به جماران رفته بود. برایم تعریف می‌کرد که منافقان دور تا دور درخت‌های بلند و تناور جماران کاغذ چسبانده و روی آن فحش نوشته بودند: «تا الان در جبهه بودی و حالا به اینجا آمدی. ببین چه زمانی تو را بکشیم...» پسرم همیشه به من سفارش می‌کرد در را روی هر کسی باز نکن. من هم یک نردبان گذاشته بودم کنار دیوار خانه و از روی آن می‌رفتم از بالا نگاه می‌کردم که چه کسی پشت در است بعد در را باز می‌کردم. یک بار رفتم دیدم داود پشت در است. گفت مادرجان بالای نردبان چه می‌کنی؟! گفتم مراقب بودم، نمی‌خواستم در را روی هر کسی باز کنم. نمی‌خواهم منافقین بیایند تو را بکشند. گفت خیالت راحت، من به دست منافقین کشته نمی‌شوم. همان زمان یک نمکی با چرخ دستی به کوچه ما می‌آمد. داود کنجکاو شده بود. یک بار رفت و از او پرسید چه می‌کنی؟ گفته بود نان خشک می‌گیرم و نمک می‌فروشم. داود با سرنیزه اسلحه‌اش فروکرده بود داخل گونی‌ها متوجه شده بود داخل چرخ دستی اسلحه است. خلاصه آن آقا پا به فرار می‌گذارد و داود ایست می‌دهد، اما او توجه‌ای نمی‌کند و داود به سمتش شلیک و او را مجروح می‌کند. بعد بچه‌ها او را می‌گیرند و چرخ دستی را خالی می‌کنند و می‌بینند کلی اسلحه زیر چرخ دستی است. گویا با این وسیله مدتی بوده که برای خانه‌های منافقین اسلحه حمل می‌کرده. او را بردند و جای همه اسلحه‌ها را نشان داده بود و کلی اسلحه را که زیر زمین مخفی کرده بودند پیدا شد که الحمدلله این گونه توانستند باند بزرگی از تجهیزات و مهمات منافقین را پیدا کنند. همه‌اش می‌گفتم داودجان تو آخر سرت را به باد می‌دهی. می‌گفت نگران نباش دعای امام پشت و پناه ماست. پنج، شش ماهی در جماران ماند و بعد مجدد به جبهه رفت.

منبع : روزنامه جوان

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌‌ها

منبع : خبرگزاری تسنیم


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار رسانه

موج لاکچری بازی به سبد خرید میوه رسید/ واردات سالانه ۷۰۰ میلیون دلاری میوه‌های گرمسیری

 موج لاکچری بازی به سبد خرید میوه رسید/ واردات سالانه ۷۰۰ میلیون دلاری میوه‌های گرمسیری
2020-12-01T14:23:18+03:30
در بعضی میوه‌فروشی ها، گاهی محصولاتی ناآشنا با قیمت‌های بسیار بالایی دیده می‌شود که نه‌تنها کسی به قیمت آنها اعتراضی ندارد بلکه استقبال بسیار خوبی هم از آنه...

یک منتقد: حیفِ سیامک انصاری/ هر شبکه‌ای که می‌زنیم او را می‌بینیم

 یک منتقد: حیفِ سیامک انصاری/ هر شبکه‌ای که می‌زنیم او را می‌بینیم
2020-12-01T13:43:16+03:30
محمدتقی فهیم با انتقاد صریح از سریال «صفر بیست و یک» معتقد است، ساخته مشترک جواد رضویان و سیامک انصاری نتوانست انتظارها را آنطور که باید و شاید بر...

آشفتگی در ریاض پس از آزادی پایگاه نظامی «ماس» / فرار سعودی‌ها از شکست با خروج تسلیحات سنگین نظامی از شهر مارب

 آشفتگی در ریاض پس از آزادی پایگاه نظامی «ماس» / فرار سعودی‌ها از شکست با خروج تسلیحات سنگین نظامی از شهر مارب
2020-11-30T14:16:39+03:30
سعودی ها در مرکز یمن روزهای بسیار سختی را پشت سر می گذارند و با ازدست دادن پایگاه ماس روحیه خود را نیز باخته‌اند و حالا با فرار از شهر مارب تلاش می کنند از ...

معرفی عاملان ترور به مخاطب جهانی/ وقتی «گاندو» حال برخی را بد کرد

 معرفی عاملان ترور به مخاطب جهانی/ وقتی «گاندو» حال برخی را بد کرد
2020-11-30T14:16:39+03:30
علیرام نورایی بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به لزوم ساخت فیلم و سریال در حوزه ترور شخصیت‌های علمی و سیاسی معتقد است باید حقیقت را در این حوزه برای مخاطب ...

چرا دولت بر توزیع کالاهای اساسی وارداتی با ارز ۴۲۰۰ تومانی نظارت نمی‌کند؟

 چرا دولت بر توزیع کالاهای اساسی وارداتی با ارز ۴۲۰۰ تومانی نظارت نمی‌کند؟
2020-11-30T14:16:38+03:30
تداوم این وضعیت سبب شده تا صدها هزار میلیارد تومان رانت ناشی از واردات کالاهای اساسی با ارز ۴۲۰۰ تومانی و فروش آنها در بازار به نرخ آزاد، به جیب عده‌ای خاص ...

بیمه‌ها معاف از خسارت واقعی به ۷۰ درصد خودروها

 بیمه‌ها معاف از خسارت واقعی به ۷۰ درصد خودروها
2020-11-30T10:56:34+03:30
آمارهای استخراجی نشان می‌دهد از ۷۶ خودروی درحال تردد در کشور فقط ۲۳ خودرو یا معادل ۳۰ درصد خودروهای درحال تردد در کشور با قیمت کمتر یا معادل ۲۲۰ میلیون توما...

برای پذیرفتن بازرسی‌ها در برجام باید احتیاط بیشتری می‌کردیم

 برای پذیرفتن بازرسی‌ها در برجام باید احتیاط بیشتری می‌کردیم
2020-11-30T10:56:34+03:30
سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه گفت: ما تا‌کنون به تعهدات خود پایبند بوده‌ایم و حتی فراتر از تعهدات خود پروتکل الحاقی را داوطلبانه اجرا کرده و اجازه دسترسی باز...

شیب تند تشدید نابرابری در استان‌های محروم

 شیب تند تشدید نابرابری در استان‌های محروم
2020-11-29T09:43:16+03:30
هماهنگی بین اهداف برنامه‌های توسعه در سطح کشور و در سطح مناطق بسیار مهم است. کاهش سطح اختلاف منطقه‌ای در موضوعات مختلف و دستیابی به اهداف توسعه متعادل و پای...

آرامشان نگذارید که آرامتان نمی‌گذارند!

 آرامشان نگذارید که آرامتان نمی‌گذارند!
2020-11-28T12:29:58+03:30
بعد از ظهر دیروز دانشمند هسته‌ای برجسته کشورمان آقای محسن فخری‌زاده، توسط عوامل موساد در آبسرد دماوند ترور شده و به شهادت رسید. این چندمین دانشمند هسته‌ای ا...

بعثی‌ها پدرم را بعد از اسارت به شهادت رساندند

 بعثی‌ها پدرم را بعد از اسارت به شهادت رساندند
2020-11-28T10:30:07+03:30
من پس از شهادت پدرم؛ پدری را بالای سر خودم دیدم که اسمش خدا بود. شاید اگر پدرم بالای سرم بود، این همه موفقیت نداشتم که خدا نقش پدری را برای من ایفا کرد. این...

ترور سـرچشمه

 ترور سـرچشمه
2020-11-28T10:30:07+03:30
وقتی رسانه‌ها و دیگر منابعی را که پیش‌تر درمورد دکتر محسن فخری‌زاده نوشته بودند، مرور می‌کنیم اولین مطلبی که مشاهده می‌شود، جایگاه علمی وی نزد مجموعه‌های عل...

فرار مالیاتی و پولشویی با۳میلیون و ۸۰۰ هزار کارت‌خوان بی‌هویت

 فرار مالیاتی و پولشویی با۳میلیون و ۸۰۰ هزار کارت‌خوان بی‌هویت
2020-11-25T21:36:33+03:30
با وجود فعالیت ۵ /۸ میلیون دستگاه کارت‌خوان در سراسر کشور، حدود ۴۰ درصد این دستگاه‌ها از نظر سازمان امور مالیاتی فاقد هویت مشخص و بستری برای فرار مالیاتی و ...

عرضه داروی تقلبی کرونا در ناصرخسرو/ بی‌توجهی نهادهای نظارتی به بازار سیاه فروش دارو

 عرضه داروی تقلبی کرونا در ناصرخسرو/ بی‌توجهی نهادهای نظارتی به بازار سیاه فروش دارو
2020-11-25T13:36:41+03:30
این‌روز‌ها دلالان با حضور در بازار ناصرخسرو اقدام به فروش قاچاقی دارو‌ی تقلبی کرونا با قیمت چند ده میلیونی می‌کنند.

ماجرای یک واگذاری عجیب؛ ۱۸ هزار هکتار زمین در قبال یک سیر نبات!

 ماجرای یک واگذاری عجیب؛ ۱۸ هزار هکتار زمین در قبال یک سیر نبات!
2020-11-25T13:36:41+03:30
۱۸ هزار و ۷۶۵ هکتار از زمین‌های دولتی و ملی مازندران در یک فرایند عجیب و در قبال دریافت ۷۵ گرم نبات به یک شرکت واگذار شد.

۱۶ سال حبس برای سوزاندن یک پرچم

 ۱۶ سال حبس برای سوزاندن یک پرچم
2020-11-25T11:10:04+03:30
سؤالی که با مشاهده این نمونه برخورد‌هابانقض به اصطلاح آزادی بیان مطرح می‌شود، این است که چرا کشور‌های غربی در چارچوب مأموریت ادعایی خود در حفاظت از آزادی بی...

اتاق زایمان خالی

 اتاق زایمان خالی
2020-11-24T10:49:55+03:30
همه‌چیز از یک توئیت در فضای مجازی شروع شد، هرسال همین است، پارسال هم ۹۸.۸.۸ این اتفاق افتاد، البته کمرنگ‌تر از ۸۸.۸.۸!

دلار ۴۲۰۰ به خوراک مرغ رسید، به مرغ نه!

 دلار ۴۲۰۰ به خوراک مرغ رسید، به مرغ نه!
2020-11-24T10:23:14+03:30
طبق بررسی‌ها از آمارهای گمرک ایران، درحالی نهاده‌های دامی به قیمت نرخ دولتی به دست تولیدکنندگان نرسیده که طی هفت‌ماهه امسال درحالی ۱.۲ میلیون تن کنجاله سویا...

وزیر خارجه احتمالی بایدن چه دیدگاهی درباره ایران دارد؟

 وزیر خارجه احتمالی بایدن چه دیدگاهی درباره ایران دارد؟
2020-11-24T10:23:14+03:30
هرچند بلینکن ادبیات مودبانه‌تر و دیپلماتیک‌تری نسبت به دونالد ترامپ و مایک پمپئو در سیاست خارجی دارد اما آنچه او بیان داشته، دقیقا همان مطالبات ترامپ از ایر...

واکاوی‌ قد‌قد‌ مدیریت‌!

 واکاوی‌ قد‌قد‌ مدیریت‌!
2020-11-24T10:23:14+03:30
قیمت هر کیلو مرغ در بازار به بیش از ۳۰ هزار تومان رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد اصلی‌ترین دلیل این جهش قیمت، عدم مدیریت در توزیع نهاده‌های دامی و بدسلیقگی...

کمبود ویتامین D خطر ابتلا به کرونا را افزایش می‌دهد

 کمبود ویتامین D خطر ابتلا به کرونا را افزایش می‌دهد
2020-11-24T09:56:39+03:30
یک متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت: مطابق یافته‌های جدید افرادی که به میزان کافی ویتامین D در بدنشان نداشته باشند، بیشتر به کرونا مبتلا خواهند شد.

کرونا همچنان مسافر اتوبوس های بین شهری!/اختلال در سامانه "دولت الکترونیک"

 کرونا همچنان مسافر اتوبوس های بین شهری!/اختلال در سامانه "دولت الکترونیک"
2020-11-23T12:56:42+03:30
با توجه به اینکه بسیاری از مسافران اتوبوس های بین شهری در بین راه سوار می شوند راهداری رانندگان را ملزم به استعلام کد ملی مسافر کرده است.

پیشگیری از کرونا با استفاده از ۲ ماسک بیشتر است؟

 پیشگیری از کرونا با استفاده از ۲ ماسک بیشتر است؟
2020-11-23T12:56:42+03:30
یک متخصص بیماری های عفونی گفت: در شرایط فعلی نیازی به استفاده از دو ماسک برای پیشگیری از کرونا نیست.

کدام سرکرده داعش برای عملیات به ایران آمد؟

 کدام سرکرده داعش برای عملیات به ایران آمد؟
2020-11-23T09:49:59+03:30
در قسمت ۱۹ سریال «خانه امن» پخش شد و در این قسمت، نیروهای اطلاعاتی به دنبال یکی از چهره های اصلی داعش که در سریال «ابوعامر» معرفی می شود...

صفحه نخست روزنامه‌های دوشنبه ۳ آذر ماه

 صفحه نخست روزنامه‌های دوشنبه ۳ آذر ماه
2020-11-23T09:23:18+03:30
تصاویر منتخب صفحات نخست روزنامه‌های دوشنبه ۳ آذر ماه منتشر می‌شود.

ارتباط مشکوک خبرگزاری انگلیسی و بازرسان آژانس انرژی اتمی/ سکوت صالحی و سازمان انرژی اتمی درباره یک گزارش!

 ارتباط مشکوک خبرگزاری انگلیسی و بازرسان آژانس انرژی اتمی/ سکوت صالحی و سازمان انرژی اتمی درباره یک گزارش!
2020-11-22T11:56:54+03:30
چرا باید یک خبرگزاری خارجی، گزارش بازرسان آژانس درباره تاسیسات ایران را قبل از انتشار رسمی در اختیار گرفته و آن را منتشر کند؟!

مدیریت کرونا در کشور در اختیار و زیر نظر ملک‌زاده بود/ داروی سووداک را ملک‌زاده بدون مطالعات حیوانی وارد سیکل دارویی کشور کرد/ اینها هر کاری خواستند با مردم انجام دادند

 مدیریت کرونا در کشور در اختیار و زیر نظر ملک‌زاده بود/ داروی سووداک را ملک‌زاده بدون مطالعات حیوانی وارد سیکل دارویی کشور کرد/ اینها هر کاری خواستند با مردم انجام دادند
2020-11-22T10:23:24+03:30
هاشمیان گفت: من نمی‌دانم چرا دکتر ملک‌زاده طلبکارانه صحبت می‌کنند؟ پروژه کرونای کشور، کلیه مسائل پژوهشی و کلیه نظراتی که درباره دارو است، زیر دست ایشان بود....

همه آنچه درباره تعطیلات کرونایی باید بدانید

 همه آنچه درباره تعطیلات کرونایی باید بدانید
2020-11-21T11:04:10+03:30
از امروز محدودیت‌های شدید کرونایی در شهر‌های زرد، نارنجی و قرمز آغاز شده است تا شاهد شکست زنجیره انتقال بیماری باشیم.

۶۳ درصد بیکارشده‌ها در دوران کرونا سرپرست خانوارند

 ۶۳ درصد بیکارشده‌ها در دوران کرونا سرپرست خانوارند
2020-11-21T10:50:50+03:30
براساس نظرسنجی موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی از افراد متقاضی بیمه بیکاری، ۲۱ درصد از متقاضایان بیمه بیکاری «مجرد» و ۷۸ درصد «متأهل» هست...

با اغنیا مروت، با فقرا شقاوت

 با اغنیا مروت، با فقرا شقاوت
2020-11-21T10:37:42+03:30
زن ۳۵ ساله که حالا چیزی برای از دست دادن و سرپناهی بالای سرش ندارد، دست به خودسوزی می‌زند و دوباره به همان سیکل تکراری که سر ماجرای غیزانیه، روستای ابوالفضل...

ایلان ماسک یک شبه ۱۵ میلیارد دلار ثروتمندتر شد

 ایلان ماسک یک شبه ۱۵ میلیارد دلار ثروتمندتر شد
2020-11-18T12:13:00+03:30
مدیرعامل تسلا به پنجمین فرد ثروتمند جهان تبدیل شد.