میرنیوز

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند

نوحه‌خوان برای همه می‌خواند 2020-09-13T12:59:05+04:30

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_رعنا مقیسه: اسپند، انگار که بویش گره خورده باشد به تاروپود پرچم و کتیبه‌ها؛ بال و پر که می‌گستراند توی هوا، عطر محرم شرّه می‌کرد توی جان آدم. همیشه تنه‌به‌تنه داربست‌های سیاه پوشیده کنار حسینیه، همزمان که عرق روی صورت چای‌ریزها شیار می‌زد و استکان‌های کمرباریک دست به دست می‌شدند، کسی می‌ایستاد پای یک استانبولی بزرگ روسیاه و باد می‌پاشید به تن ذغال‌های لطمه به صورت زده و تلی از عطر دوداندود عجیبش را می‌ریخت به سر و روی خیابان حسینیه. بویش انگار بماند به تارهای بینی آدم، انگار حبس شود توی پیچ وخم مویرگ‌های ریه و بیرون نیاید، وصله شده به نوحه و اشک و چای روضه. امسال اما خبری از پچ‌پچ استکان‌های ایستگاه صلواتی کنار حسینیه و قطار شدن آدم‌های تشنه چای و راه افتادن بوی سحرآمیز اسپند نیست. دم در حسینیه؛ همان محوطه بی‌انتهای صحن، توی گیت‌های ورودی، خادم‌ها ماسک به صورت و تب‌سنج به دست ایستاده‌اند. لبخندها اما همان همیشگی است. همان‌هایی که وقتی پرهای سبز خادمی را دست می‌گرفتند، تک‌به‌تک تحویل آدم‌های پشت در می‌دادند. این‌بار لبخند از چشم‌ها جاری شده. خادم‌ها انگار برای همه عزادارها لبخند کنار گذاشته باشند، نگاهت که می‌خورد به سیاهی چشم‌هایشان، سهم لبخند و خوش‌آمدت را می‌دهند دستت. امسال به سهم هر سال گریه‌کن‌های هیأت چیز دیگری هم اضافه شده. چند قطره مایع ضدعفونی‌کننده دست که خوش‌بو البته نیست اما نفس را گرم می‌کند.

پا که روی سنگفرش‌های سفید می‌گذاری، حسینیه به وسعت تمام صحن روبرویت خودنمایی می‌کند. نیمه بالایی را فرش کرده‌اند، همه یک‌دست. ردپای کرونا را روی سفیدی سنگ‌های بین فرش‌ها می‌شود دید. و بین فاصله غریب آدم‌های چهارگوشه فرش. نیم پایینی صحن را هم زیراندازهای رنگ به رنگ خانواده‌ها پر کرده. فاصله را آن‌قدر که دل‌شان رضا باشد با خانواده کناری رعایت کرده‌اند و نشسته‌اند کنار هم و چشم دوخته‌اند به مانیتورهای بزرگ دو طرف دکور.

توی محوطه فرش شده صحن که وارد می‌شوی، جابه‌جا آدم‌ها با چشم‌های بیرون دویده از ماسک نشسته‌اند. صدای روضه‌خوان که توی بلندگوها می‌پیچد، چشم‌ها انگار که تنها چیزهای به جا مانده از دوران پیش از کرونا باشند، یک تنه بار تمام اندوه عزادارها را روی خیسی مژه‌هایشان می‌کشند. روضه که هجوم می‌برد به چشم‌ها، یک لحظه انگار آدم‌ها مستاصل می‌شوند بین اشک رد انداخته روی صورت و ماسک روی بینی و دستمال در دست. بعد انگار نگاهشان بخورد به این دوری‌های ناآشنا، یادشان می‌افتد که چطور اشک و دستمال و ماسک را با هم پیوند کنند.

هر سال خادم‌های داخل حسینیه را که می‌دیدی چشم‌هایشان راه افتاده بود، بین جمعیت که با لبخند و فدایت شوم‌های مخصوص خودشان، نشسته‌ها را جلو و عقب کنند و دودوی چشم‌های منتظر آدم‌های دم در را که دیر رسیده بودند و جاگیرشان نیامده بود، بین کیسه‌کفش‌ها و کیف‌ها، جا کنند. یا حواسشان شش دنگ جمع این باشد که زن‌ها، گوشه و کنار، کیف نگذارند جای فامیل و دوست و آشنا و پشت هم قسم راه بیندازند که توی ترافیک گیر کرده و الان است که برسد! امسال اما کارشان این شده که عرض بی‌پایان حسینیه را قدم به قدم متر کنند و چشم‌هایشان پی این بگردد که کسی، مادر و دختری، دوستی، رفیقی، حریم آن موجود نادیدنی را نشکند و فاصله‌ها را کم نکند.

حسینیه برای همه جا دارد. برای هرکس، هر وقت که برسد. حتی برای آن پیرزن‌هایی که همیشه دعای خیر و عذرخواهی می‌نشست روی لب‌شان و بعد یواش یواش پای تاشده‌شان را از بین کیسه کفش‌ها و جوان‌ترهای ردیف جلویی رد می‌کردند، که زانوی دردناک‌شان را تا آخر روضه بکشانند. امسال کسی جا نمی‌گیرد. تا چشم کار می‌کند گوشه سبز فرش، چشم به راه مهمان است.

بچه‌ها انگار بره‌کشان‌شان باشد! زمین تمام‌نشدنی حسنیه بدجور فکری‌شان کرده. مثل همیشه با چشم‌ها رفاقت را شروع می‌کنند، بعد پچ‌پچ‌کنان کنار گوش مادر رضایت را می‌گیرند و می‌دوند وسط فاصله‌ها به بازی. مادرها سخت حریف می‌شوند به نشاندن‌شان. صدای غرولند پیرزن‌ها بلند می‌شود. نگاه تند و تیز جوان‌ترها هم گاهی خنده بچه‌ها را خراش می‌دهد اما، ثانیه‌ای بعد، دوباره بچه‌هایند و صدای شلپ پاهای برهنه‌شان روی سنگ‌ها و جای خالی وسط فرش و حوض گوشه صحن که جوهر قرمز به خوردش داده‌اند و فواره نه چندان بزرگش را هم راه انداخته‌اند که سکوت غریب آدم‌های دورافتاده از هم را بشکند!

خبری از گرمای همیشگی کلافه‌کننده و هرم ازدحام داخل حسینیه‌ها نیست. باد به پر و پای عزادارها می‌پیچد. می‌آید، پروبال پهن می‌کند و بعد پرچم‌ها را بی‌اختیار دست‌ها، از سر چوب‌های پهن می‌گیرد، به گرداندن.

امسال نوحه‌ها خودشان را از حصار دیوارها بالا کشیده‌اند. نوحه‌خوان برای همه می‌خواند. برای همه وسعت حسینیه و کوچه و خیابان‌های اطرافش و برای همه رهگذرها. نگاه که می‌کنی فیروزه‌ای گنبد بزرگ و بلند بالای مسجد است و قرمزی گلدسته‌ها و یک صحن صدای در هم تنیده سینه‌زن‌ها که همه فاصله‌ها را پر کرده.

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا

ماجرای لباس‌های خونی و قطعه‌های باقی مانده از بدن شهدا
2020-09-28T15:12:59+03:30
موارد عجیب و غریبی پشت جبهه‌ها وجود داشته که یا اصلا روایت نشده یا اگر روایت شده کمتر منتشر شده است؛ مواردی که حتی شنیدن آن‌ها هم مو به تن آدمی سیخ می‌کند!

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T13:12:26+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد

زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده / مادرم مرا راهی جبهه کرد
2020-09-26T09:52:27+03:30
همان اول یک قطعه عکس روی میز گذاشت. بی‌اختیار بغضش ترکید. به عکس خیره شد و شروع کرد: «زندگی کردن بعد از سال‌های جنگ خیلی برایم سخت شده. حکمتش را نمی‌دانم که ...

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند

همرزم‌ها ننه خیرالله صدایم می‌کردند
2020-09-24T09:25:52+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت

از حسرت یک ساندویچ تا غصه یک تکه گوشت
2020-09-24T08:45:46+03:30
با یک موتور هوندای قدیمی وارد کوچه شد. موتور را کنار پیاده‌رو پارک کرد و بعد با لبخند گفت: «این موتور حکم بنز را برایم دارد، از این بیشتر چه کار می‌خواهم ب...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید
2020-09-23T16:05:48+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!

قلبم از ساعت‌های پایین کتابخوانی به درد می‌آید!
2020-09-23T15:39:10+03:30
سرک کشیدن به فضای مجازی جزو کارهای روزانه شده، و کتاب خواندن خارج از این دسته. آنقدر این اتفاق درما شکل‌گرفته که مقام‌معظم رهبری گفته‌اند: ملت مطالعه کردن را...

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟

در عملیات از ترس دندان‌هایم به هم می‌خورد / چرا شهید نشدم؟
2020-09-21T08:32:28+03:30
محمدآقا وقتی مجروح شد بارها و بارها از هوش رفت. وقتی هم که به هوش آمد، خیلی‌ها باورشان نمی‌شد که او زنده است. حتی اسمش را در لیست شهدا قرار دادند و برای نبود...

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات

اینجا فارسی‌مان را درست کنیم/ تکنولوژی در خدمت ادبیات
2020-09-17T12:32:27+04:30
تیم پاکنویس تمام تلاشش را می‌کند تا صورت درست اشتباهاتی را که امروز در زبان فارسی رایج شده، در زیباترین شکل ممکن آموزش بدهد. با اضافه کردن افزونه پاکنویس به ...

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر

نذر پرچم و خاطره عَلَم برادر
2020-09-16T14:52:35+04:30
شاید همان دو شب پیش که وسط هیئت حس کردم کمرم تیر کشید؛ آن وقتی که برادر مرحومم را تجسم کردم که دارد عَلَم می‌چرخاند وسط هیئتی‌ها. حتماً همان‌جا خیال نذر پرچم...

حال خوش محرم ۹۹

حال خوش محرم ۹۹
2020-09-15T16:05:53+04:30
خیلی‌ها از همان روزهای اولی که مطمئن شدیم کرونا در ایام محرم هم رهایمان نمی‌کند، سازِ ناکوک زدند و با جمله‌هایشان افتادند به جان بچه ‌هیأتی‌ها. اما زورشان به...

ان شاالله زائر کربلا شوید

ان شاالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:39:10+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

انشاءالله زائر کربلا شوید

انشاءالله زائر کربلا شوید
2020-09-15T09:25:47+04:30
دلشان گرفته بود. نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند. باید کاری می‌کردند تا بی‌قراری‌هایشان را آرام کنند. تصمیم گرفتند دستی بر سر و روی پویش «بیرق حسینی» بکشند.

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده

دلم پیش حضرت رقیه جا مانده
2020-09-14T17:19:07+04:30
بیرون مسجد صدای روضه‌خوان واضح نیست و من نمی‌دانم مداح کجای غمِ رقیه را می‌ریزد توی دل مستمع؛ اما می‌بینم زن با چشم‌های خیس از در مسجد می‌پرد بیرون و این‌بار...

مجمع الجزایر خانوادگی

مجمع الجزایر خانوادگی
2020-09-13T12:59:05+04:30
خادمان حواسشان هست تا نظم صف‌ها برهم نخورد و فاصله افراد حفظ شود. هنگام ورود به صحن مسجد، جلوی پسری را که ماسک نزده می‌گیرند. پسر می‌گوید ماسکش را در خانه جا...

سرباز گمنامِ گمنام

سرباز گمنامِ گمنام
2020-09-13T10:05:50+04:30
چند گزاره درباره آقای عبدالعلی رحیمی که خیلی‌زیاد می‌دانست ولی اصلا چیزی برای خود نمی‌خواست، مردی که کرونا در هفتمین دهه زندگی‌اش در همین شهریور ماه، او را ا...

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونایی
2020-09-13T08:59:06+04:30
چه کسی می‌دانست چهارپایه‌خوانی قرن‌ها بعد از دوره آل بویه در چنین روزهایی بنا به شرایط کرونایی خاطره بازی‌هایش در میان حسینیه ها و تکیه‌های عزاداری اواخر قرن...

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونا

احیای سنت دیرینه چهارپایه‌خوانی در روزهای کرونا
2020-09-13T08:45:43+04:30
چه کسی می‌دانست چهارپایه‌خوانی قرن‌ها بعد از دوره آل بویه در چنین روزهایی بنا به شرایط کرونایی خاطره بازی‌هایش در میان حسینیه ها و تکیه‌های عزاداری اواخر قرن...

فرهنگ عزاداری عاشورایی در سایه کرونا

فرهنگ عزاداری عاشورایی در سایه کرونا
2020-09-12T08:25:46+04:30
محرم امسال به واسطه تمام شیطنت‌ها و بی‌معرفتی‌های کرونا، تصاویر و فرهنگ‌هایی را ثبت کرد که شاید اجرا شدن و دیده شدن آن‌ها در دنیای جدید توفیقی اجباری‌ بود.

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب/ مرهمی برای کودکان خشمگین کار

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب/ مرهمی برای کودکان خشمگین کار
2020-09-10T10:59:07+04:30
کودکان کار در تاریکی زندگی کرده‌اند و نیاز به مهر و روشنی دارند تا دنیایشان تغییر کند. پویش آفتابگردان هر دوشنبه پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها دنبال کودکان کار می...

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب / مرهمی برای کودکان خشمگین کار

آفتابگردان‌های بی‌آفتاب / مرهمی برای کودکان خشمگین کار
2020-09-10T10:45:48+04:30
کودکان کار در تاریکی زندگی کرده‌اند و نیاز به مهر و روشنی دارند تا دنیایشان تغییر کند. پویش آفتابگردان هر دوشنبه پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها دنبال کودکان کار می...

احیای هنر سوزن دوزی به دست بانوان خراسانی

احیای هنر سوزن دوزی به دست بانوان خراسانی
2020-09-08T12:23:45+04:30
وحدان فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است و همسرش مهندسی صنایع خوانده؛ اما علاقه آنها به هنر سوزن‌دوزی و جذابیت طرح‌های نوستالژی برایشان آنقدر زیاد بود که تصم...

احیای هنر سوزن دوزی به دستان بانوان خراسانی

احیای هنر سوزن دوزی به دستان بانوان خراسانی
2020-09-08T09:57:00+04:30
وحدان فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است و همسرش مهندسی صنایع خوانده؛ اما علاقه آنها به هنر سوزن‌دوزی و جذابیت طرح‌های نوستالژی برایشان آنقدر زیاد بود که تصم...

فقط فرصت خرید تب‌سنج داشتیم و نه هیچ اقدام دیگری

فقط فرصت خرید تب‌سنج داشتیم و نه هیچ اقدام دیگری
2020-09-07T13:09:25+04:30
پنج‌شنبه ١٣ شهریور ساعت ١١ صبح خبری مبنی بر برگزاری کلاس‌های حضوری به دست ما رسید که راستش، ابتدا منتظر تکذیب خبر بودیم ولی بعد بخشنامه‌ای آمد که دستور به بر...

محرم آخرالزمانی سال ۱۴۴۲ هجری

محرم آخرالزمانی سال ۱۴۴۲ هجری
2020-09-03T17:01:48+04:30
کرونا تاریخ جدیدی را دربرگزاری مراسم محرم ۱۴۴۲ رقم زد؛ تاریخی که شاید سال‌ها بعد، تجربه آن فقط در کتاب‌ها و گزارش‌های ثبت‌شده از شرایط امسال مرور شود.

غوغای بچه‌های جنوب تهران/ هیاتی که جوانان از آن استقبال کردند

غوغای بچه‌های جنوب تهران/ هیاتی که جوانان از آن استقبال کردند
2020-08-31T11:55:00+04:30
اینجا همه چیز مرتب پیش می‌رود. جوان‌ها و دانش‌آموزان خودشان میزبان عزاداران هستند و راهکارهایی در نظر گرفته‌اند تا بتوانند بهترین خدمات را به عزاداران اباعبد...

نمی‌توانم برای حسین عزاداری نکنم

نمی‌توانم برای حسین عزاداری نکنم
2020-08-28T16:34:58+04:30
صدای نوحه را می‌شنویم. چند نفر ماسک زده‌اند و جلوی در ورودی ایستاده‌اند. نصف صندلی‌های چیده شده‌ی هیئت پر شده است. محبوبه دستگیره‌ی در را محکم گرفته و به بار...

نمی‌تونم برای حسین عزاداری نکنم

نمی‌تونم برای حسین عزاداری نکنم
2020-08-28T14:34:58+04:30
صدای نوحه را می‌شنویم. چند نفر ماسک زده‌اند و جلوی در ورودی ایستاده‌اند. نصف صندلی‌های چیده شده‌ی هیئت پر شده است. محبوبه دستگیره‌ی در را محکم گرفته و به بار...

بچه‌ها دارند از بازار پرچم می‌خرند

بچه‌ها دارند از بازار پرچم می‌خرند
2020-08-27T13:48:10+04:30
حاج منصور شب دوم ورود به کربلا را می‌خواند، یکی از سخت‌ترین روضه‌ها، وقتی فلاش فوروارد می‌زند به شب یازدهم که کسی نیست عقیله را سوار ناقه کند.